تبليغاتX
علی اکبری
120

 

بود

      دیوار خونمون نبود     

  درب نگهبون که نبود

      گل تو باغچمون نبود   

  سبزی سبزمون نبود

    ماهی حوضمون نبود

     یار تو بازیمون نبود

      شوق سحرگاه که نبود 

    عکس رخ ماه که نبود

       نغمه ی سازمون نبود   

      رقص نگاهمون نبود

         مرغک عشقمون نبود   

      نقش تو قصمون نبود

           رفیق راهمون نبود     

      خاک دیارمون نبود

            محرم رازمون نبود      

      مرهم زخممون نبود

       سنگ صبوری که نبود  

     حریم عشقی که نبود

       خوب و بدش هرچی نبود   

    راست یادروغ هر کی نبود

      هرچی نبود ازما که بود  

   هر کی نبود از ما که بود

A.a

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
119

دموکراسی و اعتیاد اقتصاد ایران

انسان چیزی را باور می کند که دوست دارد باور کند و تجربه ثابت کرده که در اغلب موارد باور انسان صحیح و درست است لیکن مشکل بسیاری از مردم این است که نمی توانند باورشان را به طور صحیح به یکدیگر معرفی کنند من معتقدم که هر انسان یک هستی کامل است .هر فرد صبح که از خواب بیدار می شود پس از شکر خدا می تواند به خورشید که به خاطر او طلوع کرده صبح بخیر بگوید و به مهتاب که شبش را زیبا می کند شب بخیر بگوید چنان که قرآن ارزش هر انسان را برابر با کل بشریت می داند (اهمیت فردگرائی) پس باورهای بشریت به ویژه آن دسته از باورهایش که به اعماق جانش بسته است مثل نیاز به معبود معمولا نیکو  صحیح و زیباست از جمله این باورهاکه انسان اشرف مخلوقات است می خواهد باور کند قویست ... مورد احترام و صاحب حق است . و چنین انسان متعالی و تکامل یافته ای دوست دارد و حق دارد که باور کند آزاد است و در همه ی امور حق انتخاب دارد از این روست که به واژه ی دموکراسی می اندیشد و دوست دارد آن را در سطحی جهانی گسترش دهد و چنین است که ملت بزرگ ایران ده ها سال برای دموکراسی کوشیده است بنابراین همانطور که آخرین پادشاه ایران تحقق دموکراسی را در ساختاری متوازن از رشد اقتصادی و اجتماعی ... و در نتیجه سیاسی می دانست  برای رسیدن به دموکراسی باید کشور در همه ی جهات رشد کند . امروز با گذشت سالها و تلاش مردان سازندگی هنوز اقتصاد ایران معتاد نفت است که چون مخدری وحشتناک آن را ناتوان و زمین گیر کرده در چنین اوضاعی خواست دانشجویان آرمانگرامبنی بر داشتن یک دموکراسی باز و امروزی آن هم به طریق رفراندوم شیک و رویائی است هر چند می توان این تخیل شیرین را با فنون مدیریت و اعجاز علمی . عملی کرده و ره صد ساله را یک شبه طی کرد لذا بر جوانان و فرهیخته گان است تا ضمن غنیمت شمردن تلاشهای دولت آقای خاتمی و دست آوردهای ایشان همچون تشکیل شوراهای شهر و روستا در کنار شعار به علم و عمل رجوع کنند و آماده ی همکاری و استقبال از سازندگی و سازنده ها باشند لیکن اضافه می کنم که دموکراسی خود به خود به وجود می آید اگر ارکان آن با هم رشد کنند یعنی به نظر من معنای دموکراسی نه فقط جمهوری که در عمق عدالت است که آن هم برایندی است از رشد و امکان رشد برابر اقتصادی . رشد و امکان رشد برابر معنوی و اخلاقی . رشد و امکان رشد برابر علمی و تکنولوژیک ... پس در هر جامعه ای دموکراسی نیست یعنی عدالت نیست . یعنی یکی از ارکان آن جامعه حتما سست است که در ایران با توجه به رشدمعنوی و حتی علمی مشکل عمدتا از ناحیه ی اقتصاد است آیا پتانسیل های اقتصادی کشور ما تنها در مخدر نفت است! دولت نفتی در اصل نظام ارباب رعیتی است که در آن به جای آنکه دولت نماینده و حقوق بگیر ملت باشد ملت رعیت و جیره خوار دولت است ثروتهای ملی همچون نفت باید به نفع ملت سهامی شوند و دولت از راه مالیات اداره شود

                                                      به امید بالندگی ایران

پیش از انتخابات ریاست جمهوری و ۲۴ ساعت پس از انتشار مقاله ی فوق آقای مهدی کروبی وعده ی جالب ماهیانه ۵۰هزارتومان را داد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
118

 

 

 لطیفه

 

ازیک شخص لر می پرسند : کامپیوتر بلدی؟

می گوید : تا حدی

به او می گویند : این کامپیوتر را روشن کن .  می گوید : نه تا این حد !

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
117
 
 
خداوند را نمیبینید چون در اوج نهایت است وبه باورمن که معتقدم صفر برابر است با بی نهایت 
می توان با فهم نسبی برخی اسرار و ... حیران شد
 
یکی بود یکی نبود
 
بودن   یا   نبودن
مکا شفه ی ما ست
که تا در اندیشه ی آنیم هستیم
و چون مانیم گوئیم مستیم
که دل بر آسمانها بسته ایم
و خوشا بر مستی
و همسایگی مستان
 
واگر بخواهیم ...
 
خدا را میتوان صدا کرد     ولی آیا
انسان را می توان معنی کرد    ولی آیا
حیوان را می توان شکار کرد    ولی آیا
 
تو را چه گویم
و خود را چه دانم
من میپرسم
 
و تو گمان می کنی می دانم
ومن دانستم که ندانستم
و تو می فهمی که من زود تر نداستم
خواهی  !    فهمید
 
A.a
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

 

جوک


دبير . از غضمفر پرسيد: نام کوچيک پاستور چيست؟ فکری کرد و جواب داد : انستيتو

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
116
 تو
 
تو ای  من سوداگر 
تو  ای من بیدادگر
تو ای  بیدل     
    تو ای غرق در گل
     تو ای مغرور     
   تو ای مامور 
کمی هم به من روی بگردان
بدان روحیم من زیزدان
زافلاک شدم در توخاکی
نظیرم نباشد به پاکی
چو رویت به من باشد آنگاه
نباشی اسیر در غم و آه
نظر باز ان ذات باقی
نگردد اسیر کار فانی
به فرمان عشق میهمانت شدم
به حکمت از او در جانت شدم
به لطف نعمت میزبانی
بکوش در مجلس میهمانی
به میهمان تو نور ایمان رسد
که یزدان به تو آن سان رسد
که خندان زتو بیرون روم
به یزدان زتو شکر گوی روم
A.a
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
115
هاشمی انقلاب را تمام می کند
 
به قول دوستی خاتمی که رنگ محاسنش را برای فهماندن جامعه ی مدنی به هواداران قبیله ی زدنی باخت هم مرد هاشمی بود واو نیز قطعا تائید می کند که نیمه کاریهای هاشمی را فقط خودش می تواند تمام کند که  در همه ی این سالها نیز دغدغه اش همین بود پس هاشمی می آید تا با مهار تورم و تبعات خصوصی سازی و جذب گسترده ی  سرما یه های خارجی اقتصاد کشور را پویا و به سمت اقتصاد بدون نفت سوق دهد او ضمن تشویق سرما یه های فکری و انسانی اعم از دانشمند و هنرمند و فرهیخته ... برای بازگشت به کشور . صنعت توریسم را فعال کرده. خانه ی احزاب را جانی واقعی می بخشد او با شناخت غرب و تجربیات گذشته اش غرب را آرام می کند و ایران انقلابی را سر انجام داده به ایرانی سبز بدل می کند او با آگاهی و شناخت مقتضیات زمان و مکان اسلام ناب را تا آنجا که عملی است زنده نگاه داشته از اوهام و پزمردگی جدا کرده و با چانه زنی محتاطانه و عقلائیش بحران پرونده ی هسته ای را خاتمه می دهد او که در 8 سال گذشته فرصت کافی داشته تا نه تنها عملکرد خود که کل سالهای انقلاب و حتی پیش از آن را از زوایای مختلف زیر ذره بین بگذارد ودرست و غلط و حق را از نا حق جدا کند به خوبی می داند که چطور سهمش را که همان رضایت مردم ایران است بدست آورد او می آید تا با رفع کم و کاستی ها و اجرای عملی عدالت برای همه ی ایرانیان ملت پر افتخار و میهن اسلامی را با همه ی تاریخ و تمدن چند هزار ساله ی ایرانی اش به سوی جهانی شدن هدایت کند  آن گونه که هر ایرانی در هر جای این کره ی خاکی به ایرانی بودن خود ببا لد
 
مطلب فوق تنها یک پیش بینی سیاسی بود که در گرماگرم مبارزات انتخاباتی ارائه شد
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
114

فوتبال

 

اگر پیشرفت شما (هر فرد ) را ذر زندگی مثل گل زدن فوتبالیستها بدانیم در می یابیم که هر چقدر زمین فوتبال ( بستر جامعه ) سبز تر باشد فرصت رشد وخودنمائی شما بین انبوه تماشا چیان بیشتر می شود و اگر هم تیمی های شما خانواده. دوستان و همکارانتان یک رنگ و هماهنگ بازی کنند شانس شما بیشتر می شود ولی اگر اعضای تیمتان ذروازه ی خودتان را با دروازه ی حریف مرتب اشتباه بگیرند یا به جای شما ه حریف پاس دهند اگر 7 سال هم با بهترین تکنیک بدوید به جائی نمی رسید مگر در فرصت پنالتی … در جامعه نیز چنین است برای رشد کشور و دموکراسی می بایست یا همگان واقعا عملگرای مذهبی باشند یا یکدل و نخبه که البته در واقعیت محال است پس باید حقوق ملی و قانونی مردم خودی.غیر خودی و نخودی را به گونه ای با نظام حزبی گره زد که احزاب بتوانند در مظلومیت اقتصادی مردم قذرتمندانه در فوتبال سیاسی ملی و بین المللی . کشور را به سمت رشد همه جانبه و البته عدالت و دموکراسی پایدار هدایت کرد

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
113

 خوشبخت

 

تعریف سنتی من از انسان خوشبخت چنین است

مرد خوشبخت کسی است که سه چیز به تناسب داشته باشد

خدا  (...)   زن (...)    زمین (...)

وزن خوشبخت آن است که مرد خوشبخت داشته باشد

اما تعریف مدرن من از انسان خوشبخت همان انسان کامل یا مومن است

انسان کامل کسی است که سه مرحله را طی کرده باشد

اول درک واقعیات هستی که البته ممکن است باعث افسردگی پنهان شود

دوم فهم حقایق زندگی که چون در تقابل با مرحله ی اول است باعث سرمستی میشود

و سوم کشف حقایق هستی از میان واقعیات زندگی که سبب امید نشاط و باور عمیق معنوی می شود

برای مثال در این طبقه بندی مادیگرایان در مرحله ی نخست. امثال کشیشها درمرحله ی دوم

و عرفا در مرحله ی سوم یا آخر قرار می گیرند

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
112

گذشت

گذشتن از ستمها  کار من نیست

خدایا مهربونی یارمن نیست

 

طلسم رو بشکن و ما رو رها کن

تن من رو فدای جان من کن

 

دراین پیمانه پیمانه گریستن 

        توخندان این دل محزون من کن

 

مهربان

 

سردمان شد                    گفتیم تقصیر آفتاب است

گرممان شد                  گفتیم باز هم آفتاب است

 

تا گاه تردید

 

که آفتاب چه خداگونه مهربان بود

 

گفتیم مقصر پائیز است

به رعدی زمستان را نشان داد

زمستان را خیره شدیم

به سردی بهار را نشان داد

وبهاربه تندی تابستان را صدا زد

همان که سفره دار ما بود

 

این گهواره ی بزرگ چه مهربان است

 

آب داد برای گرما

زغال داد برای سرما

 

پس نامهربان کدام است ؟

غیر از من و تو

اگر به مهربانی جهان را نبینیم

 

 A.a

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
111

 

 

 

سربازان خدا برروی زمین پراکنده اند تاازحرمت وحریم انسان دفاع کنند

 

خداوند سالها پیش در دانشکده بر من منت نهاد تا در مسیری نا خواسته خود را سرباز  امام زمان (عج) بدانم لیکن بعدها اعتراف کردم که ظرفیت چنان امر مبارکی را نداشته و ندارم که چنان مهمی لیاقتی بیش از اینها می خواهد . ولی معرفت دارم  و عشق و دوستی ایشان را همواره در دل دارم لذا حالا که مصرید مرا به عنوان احیا گر معنویت بشناسید  به همه ی شما عزیزان توصیه می کنم    

آن طوری زندگی کنید که گوئی هر لحظه زمان ظهور است  و  آنگونه تفکر و عمل کنید که گوئی تا ابد خودتان مسئول حل مشکلات هستید

ومن هم آرزو می کنم که به لطف پروردگار هرچه زودتر مهدی . مسیح و یارانشان همچون آینه ای اطمینان بخش بشریت شوند

 

انتشار این نامه واکنش من به یک بازی بسیار پیچیده اطلاعاتی بود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
110

دین و زندگی 

 

ادیان کامل کننده ی هم بوده اند و در روز ظهور که رمز آنها آشکار می شودانسان .کمال خود را جشن می گیرد

همانطور که در تئوری صفر مساوی بی نهایت گفتم روزی که نهایت و حقیقت دین در زندگی مردم آشکار و اعمال شود  مردم احساس می کنند دینی ( به معنای آنچه امروز می شناسند ) وجود ندارد چرا که حقیقت دین آنچنان با نیازها و فطرت انسان سازگار است که انسان کامل اصولا خود و دین را جدا از هم نمی بیند و البته اصل دین روزی بر مردم روشن می شود که دانش انسان کامل شود مثلا خدا در کتاب آسمانی می فرماید ما زمین را برای شما مسطح قرار دادیم ولی بشر با فتح فضا دریافت که  زمین در وافعیت برای ما صاف است ولی در حقیقت زمین گرد است یعنی بنا بر اصل نسبیت من – صفر و بی نهایت چون وسعت دید انسان نسبت به وسعت کره ی زمین کم است آن را صاف می بیند ولی در فضا که  دانش و وسعت  دید بشر افزایش یافت حقیقت مدور زمین را درک کرد به مثالی دیگر اشاره می کنم جسم انسان با تولد موجود و رشد می کند و در نهایت با مرگ نابود می شود ولی این به معنای بی فایده بودن این فرایند ( بودن میان راه ) نیست که در این مدت جسم روح خدا را که به امانت در وجودش دارد برای روز وصل می پروراند کارکرد ادیان هم که در کل یکی هستند چنین است آنها در نقطه ی صفر مطرح و در نهایت با تغییر ماهییت نابود می شوند بنابراین دین اسلام درنهایت با جدا شدن از پوسته  همچون حقیقتی بی نقص در انسان کامل متجلی می شود پس در آینده چه دین از سیاست جدا شود چه دانشمندان و علما به روزش کنند در هر دوصورت جامعه به سوی خدا محوری و عدالت پیش می رود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
109
  
 
 
اسپارتا کوس
 
 
اون قدیمها که ویدیو ممنوع بود من از پدرم اجاره یک فیلم را می گرفتم بعد آن را با همسایه ها عوض بدل می کردم و هر بار با یک پول چند فیلم فرهنگی ! می دیدم یکی از آنها اسپارتا کوس بود . مردی تنها که رابطه اش با دنیای آزاد قطع بود و یا حداکثر یکطرفه بود او فقط تشویق تماشاگران بی درد را می دید که از او می خواستند بکشد اسپارتاکوس مجبور بود به جنگ کسانی برود که تا سر حد مرگ مبارزه می کردند تا فقط زنده بمانند اربابان اسپارتاکوس بی شرمانه روابط جنسی اوراهم کنترل می کردند و از مشاهده ی  آن هیجان زده می شدند او نه حق و نه حتی امکان انتخاب داشت برای نبردش پولی نمی گرفت فقط زنده می ماند ... آخر او یک اسیر بود .
واقعا خودم هم نمیدانم چرا یاد این فیلم غم انگیز افتادم شاید بهتر باشد به جای کشف رابطه های کاراکترهای این قصه به دیدن فیلمهای مدرن فضایی بروم بلکه لابه لای آنها یک سیاره ی جدید پر از آدمهایی مثل مایکل و مدونا کشف کنم !
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
108
زمین متحد
 
برای رسیدن به اتحاد( رفاه.عدالت.دموکراسی جهانی) و تمدن بزرگ بشری ملتها بخصوص مسلمانها و کشورهای در حال توسعه باید خود را در سه محور ارتباطات . اقتصاد و فرهنگ ! مدرن و یکپارچه سازند
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
107
 
 طنز سیاسی
 
گفت: اگر به جای شاه مجبور بودی کاپیتالاسیون را بپذیری چه می کردی؟
گفتم: به جای تبعیض قوانین قضائی کشورم را مترقی می کردم
 
گفت: اگر به جای شاه می خواستی رژیم سیاسی ایران را تغییر دهی چه انتخاب می کردی؟
گفتم: جمهوری پادشاهی
 
گفت :اگر به جای شاه بودی رویای  تمدن بزرگ  را به که می سپردی؟
 گفتم: به جوان با ایمان.صلح دوست و شایسته ای که نامش علی اکبری باشد!
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
106
 
جناب آقای کروبی
من همان نظریه پرداز ودانشجوی بسیجی سابق هستم... دیروز روزنامه ی شما را با آن لگوی بسیار ایرانی و زیبا
خریدم مبارک است . تبریک می گویم آقای کروبی در انتخابات ریاست جمهوری مشاورین شما باید روی این نکته تبلیغ می کردند که همانطور که فقر ایمان نمی شناسد آزادی یا دموکراسی هم نمی فهمد ! و مردم برای آزادی باید قوی باشند چه بسیار انسانهائی که فقط از ناحیه اقتصاد در بازی روزگار می بازند دموکراسی صنعت آدم سازی است که هزینه اش را احزاب باید بپردازند و سود و بالندگی اش نصیب کل مردم شود دین نرم افزاری آدم می سازد و دموکراسی سخت افزاری. دین از انسان مومن می سازد و دموکراسی آقا امیدوارم در انتخابات دموکراتیک آتی حزب شما بدرخشد
 
علی اکبری
خلاصه ی نامه ی من به آقای کروبی
 
 
صداقت
 
میانه روی
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 
105

 

عدالت

در جهانی که به دلیل کم دانی عدالت هنوز فراگیر نشده و در قبال حقوق فردی و جمعی قدرت حرف اول را می زند برای ساخت دموکراسی در جامعه حداقل به دو حزب قوی. رقیب و همتراز نیاز هست تا میانشان تحرک پدید آید و هر فرد ازنیروی یکی در برابر دیگری برخوردار شده در آن تعادل رشد کند
 
علی اکبری
 
 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 


                                                     به سوی ظهور

خداوند نهایتی آرام بخش است ولی مردمان همواره در شرایط سخت در انتظار یک ناجی زمینی هستند و یکی از دشوار ترین مسئله های متفکرین و نسل معاصر بن بستهای عقیدتی .اجتماعی و فرهنگی ... است که بسیاری از نخبگان و مردم عادی را واداشته برای حل آنها صورت مسئله را پاک کنند و از هر آنچه عقاید دست و پا گیر از جمله مذهب! دست بشویند و حتی برخی با دیدن غلبه ی عقلانی بر مشکلات زندگی بدون دین تمام پیامبران آسمانی را منکر شده بشر را جانداری طبیعی و تکامل یافته خواندند لذا این ابهام و مسئله ی هزاره ی سوم را چنین حل می کنیم

امروزه بسیاری از اندیشمندان مسلمان ما هم بر پیشرفت عدالت در امور مختلف از جمله سیاستهای جوامع غربی گواهی می دهند با این تفاوت که آن را محصول علم و فلسفه ی آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند می دانند ولی باید بدانیم که خداوند علم و آگاهی مطلق . و ایمان میانبری سریع به علم است که غرب با دانش بر محدودیتها و کاستیهایش نسبت به جهان سوم مسلط شده بر نگرانیها ی اقتصادی فرهنگی و اجتماعی ... خود غالب شده و در مسیر نوعی اخلاق گرائی مدرن قرار گرفته است برای نمونه می توان به آخرین جنگ معاصر تهاجم آمریکا به عراق در مقابل هجوم عراق به جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد نیت واهداف صدام غصب خوزستان و غارت کشور بود ورفتارش با مردم هویزه و ... را به هیچ عنوان نمی توان با رفتارومسئولیت پذیری ارتش ایالات متحده نسبت به عراقیها مقایسه کرد لذا شاهد جنگی اخلاقی تر نسبت به سایر جنگهای گذشته هستیم در نتیجه ما به سمت جهانی می رویم که اداره کنندگانش به لحاظ برخورداری از دانش روز به سوی نیکی . اخلاق و عدالت هر چه بیشتر نسبت به گذشته گام بر می دارند البته تا زمان رسیدن به کمال آرمانهای بشری این تمدن مجبور است از کنار ضعیفان با احتیاط عبور کند
پس علت ظهور چیست مگر نه آنکه رسد آدمی به جائی که به جز خدا نبیند... آری انسان (خلیفته الله ) بدون ظهور موعود نهائی مهدی (عج) هم ممکن است در آرمانهای بشری پیشرفت کند ولی ناچار خواهد بود مسیری پر تردید و طولانی تر را بپیماید در زمان نزول قرآن دین واقع گرا و مدرن اسلام مسیحیان وسایرین به خاطر عواملی چون قدرت.اعتقاد. دلبستگي و... حاضر نشدند مسلمان شوند ولی با هوشمندی توانستند دین را از سیاست جدا کرده در پوشش لائیک بسیاری از تعالیم اسلام را با دست و دلبازی در فن اداره ی جامعه به کار گیرند و از سوی دیگر مسلمانها نیز به دلایل بسیاری قادر نیستند اسلام را آن طور که شایسته و بایسته است مناسب با عصر حاضر به روز کنند مثلا در حالیکه هنوز در جمهوری اسلامی بحث پوشش داغ است سالهاست که حتی در مدارس غرب به لحاظ پیشرفت سریع تکنولوژی و فرهنگ خاص عصر اطلاعات و ارتباطات نه بی حجابی که برهنگی ترویج می شود کوچک شدن دوربینها دردست مردم عادی عینکهای بدن نما .دروغ سنج . گسترش روشها و تجهیزات نامشروع جاسوسی . رانت های اطلاعاتی و ... از جمله دلایل و مسایلی هستند که در آینده ی نه چندان دور فرق آخرین دین آسمانی را که احكام و قوانینش بر اساس اندرونی و بیرونی تعریف شده ( عدم تفحص در روابط و امور خصوصی مردم- پوشاندن عیوب یکدیگر- حجاب - تعدد همسر یا ازدواج موقت - دروغ مصلحتی! - اصل برائت و راستی وعدم تفتیش عقاید ... ) را خواهد شکافت و مسلمین به خصوص متعصبین را بیشتر از غیر دیگران با بحران مواجه می کندبه طوری که یا باید رنج دینداری را تحمل کنند و یا آن را مثل غربیها و خیلی از شرقیها تعطیل کنند ویا مثل گروه طالبان در اساس فن آوریهای نوین تردید جدی کنند هر چندخود طالبان نیز نتوانست خود را از اینترنت رادیو و تلفنهای ماهواره ای محروم کندبنابراین حضرت مهدی.مسیح ویارانشان ظاهر می شوند تا مسلمانها . مسیحیان و همه ی منتظران عالم را از سنگینی وجدان و انزوای مذهبی نجات دهند و با از بین بردن تردیدها ی دینداران در کنار عدالت و برابری آرامش وجدان و تعالی بشریت را تضمین کنند لذا بر خلاف تصور بسیاری که گمان می کنند ظهور ناجی زمانی است که ظلم و چباول و بی عدالتی دنیا را فرا گرفته فهمیدیم که معنا و ماهيت آن ظلم با چیزی که ما امروزه به عنوان ظلم عده ای در زمین بر عده ای دیگر می شناسیم متفاوت است و ناجی می آید تا مردم را از ظلم ناگریز و آشکار و پنهانی که بر خودشان روا می کنند رها سازد و اما شرائط ظهور حکایت دیگریست و اولین آن زمین متحد و بر چيدن تمام مرزها است یعنی باید تمام انسانها تحت حاکمیت یک مرکز بین المللی ( جهانی ) باشند تا همانطور كه هر پيامبري در زمان و مكاني معين و براي قومي خاص برگزيده شد حضرت ولی عصر (عج) هم در آخرين زمان وآخرين مكان و بر آخرين قوم ظاهرشود و شرط دیگر بالا رفتن علم و شعور عمومی هر چه بیشتر مردم دنیا است که همه ی این شرایط می تواند توسط دولتهای غیر دینی به وجود آیند که حکومت با کفر می ماند ولی با ظلم ( بی عدالتی )هرگز . و آنچه در زمان غیبت چراغ هدایت مردم جهان است تنها و تنها موهبت الهی عقل و خرد است که با بهره گیری از مراجع مذهبی و علمی و عقلی ... مسائل را درنهایت تدبیر می کندکه مسلمانها به خوبی ارزش تفکر را نسبت به عبادت می دانند بنابراین و در چنین شرایطی ناجی موعود با پیشرفته ترین سلاح زمانه که پس از نقطه ی پیک و اشباع نظامی و اطلاعاتی تحت فرمان حاکمان و یا مردمان غیر مذهبی ولی دانا و عدالتخواه به وجود آمده یعنی دموکراسی به قدرت رسیده سعادت بشری را درتمام عرصه های مادی و معنوی به غایت ممکن و قرب الهی می رساند لذا پس از این نظریه دیگر نمی توان به نظریات قبلی استناد کرد چرا که طبق نظرات پیشین شرط ظهور دست روی دست گذاشتن مومنین و فوران ظلم و ستم در دنیاست که در چنان صورتی و با چنان تعریفی از ظالمین خونخوار قطعا دنیا گرفتار یک جنگ هسته ای شده . نابود می شود و دیگر جهانی برای هدایت و آباد شدن باقی نمی ماند
ولی انسانی که همواره در پی منافع خود بوده با پیشرفت در علوم انسانی و معرفتي به خود آگاهی و خود شناسی رسیده و ضمن آنكه منافع خویش را در منافع همنوعان مي بيند می فهمد که خودش را دوست دارد چون روح خدا در وجودش است و باور می کند که این روح در سایر بندگان خدا نیز هست پس با همه ی وجود همنوعانش را دوست خواهد داشت که آنکه زودتر خودش را شناخت چنین سرود 
                                 بنی آدم اعضای یک پيكرند         که در آفرینش زیک گوهرند
لذا با توجه به عقلانیت و روح الهی بشریت معنای آخرین سلاح جهانگشا و ظلم و جور آخرالزمانی را باید بااین نگاه تازه مطالعه و بررسی کرد
                                                       Ali.akbari       2003

خداوندا براي وليّ خودت حضرت امام حجة بن الحسن المهدي كه صلوات تو بر او و پدرانش باد در اين زمان و هر زمان سرپرست و حافظ و رهبر و ياور باش تا در زمين حكومت عدل به پا دارد و در آن به مدت طولاني بهره‌مند گردد

                                           

خداوندا یاریم کن

                                                

 (اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً).

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali 
103

 

اسب آزاد


براى علوفه همه  بايد سوارى مى دادند ولى اسب... اينو ياد نگرفته بود! واسه همين آنقدر مقابل شلاقها ايستاده بود كه سراپا سرخ شده بود! اسب كه هميشه نگاهش به دشتهاى سرسبز بود و به گله هاى آزاد فكر مى كرد به وقتى كه در جلوى همه گله را هدايت مى كرد و صداى مهيب و عظيم عبورشان مراتع را به لرزه مى انداخت اون از اينكه اسب وحشى صدايش مى زدند عصبانى مى شد.
مى خواست به آنها بگويد من يك اسب آزادام! ولى زبون بسته... ديگه هيچ بلايى نبود كه سرش نياورده باشند آخه گاوچرانها به كلانتر قول داده بودند كه امروز صبح اسب رام شده را تحويلش دهند.
سرو كله يك گروه سوار پيداشد اسب نيمه جان زير چشمى نگاه كرد كلانتر و همراهانش بودند.
كلانتر به محض ديدن آن وضعيت گفت قرار ما اسب مسابقه بوده يا مرده! و مشغول مشاجره با گاوچرانها شد... در اين هنگامه چشم اسب تو چشم دختر كلانتر افتاد و به او نگاهى عميق كرد دخترك محو غرور چشمهاى اسب شد و درب حصار رو باز كرد. اسب كه انگار تمام انرژيهاى جهان رو به دست آورده بود زخماش همه خوب شد مثل يك تك شاخ بالدار در حاليكه به تبسم دخترك فكر مى كرد به سمت دشت سبز دوان شد آنچنان كه گويى در حال پرواز است با خودش مى گفت كاش دختر مهربان را سوار مى كرد! و در بهت و حيرت گاوچرانها كلانتر دست به روى شونه دخترش گذاشت و پرسيد؟ فكر مى كنى اين اسب زخمى تا غروب دوام بياره! و دخترك در سكوت خودش گفت اون خبرنداره كه خط آهن ما دشت سبزشو نصف كرده و با ديده اى بغض آلود حركت آرام اسب را دنبال كرد.

على اكبرى

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  |