|
در دو روز عمر كوتاه سخت جاني كرده ام با همه نامهربانان مهرباني كرده ام همدلي هم آشياني هم زباني كرده ام بعد از اين بر چرخ بازيگر اميدم نيست نيست آن سر انجامي كه بخشايد نويدم نيست نيست هديه از ايام جز موي سپيدم نيست نيست من نه هرگز شكوه اي از روزگاران كرده ام نه شكايت از دو رنگيهاي ياران كرده ام گر چه شكوه بر زبانم مي فشارد استخوانم من كه با اين برگ ريزان روز و شب سر كرده ام صد گل اميد را در سينه پرپر كرده ام دست تقدير اين زمانم كرده همرنگ خزانم پشت سر پلها شكسته پيش رو نقش سرابي هوشيار افتاده مستي در خرابات خرابي مهرباني كيميا شد مردمي ديريست مرده سرفرازي را چه داند سربه زيري سر سپرده مي روم دل مردگيها را زسر بيرون كنم گر فلك با من نسازد چرخ را وارون كنم بر كلام ناهماهنگ جدايي خط كشم درسرود آفرينش نغمه اي موزون كنم در دوروز عمر خود بسيار هرمان ديده ام بس ملامتها كزين نامردمان بشنيده ام سردهد در گوش جانم موي همرنگ شبانم من كه عمر رفته بر خاكستر غم چيده ام زين سبب گردي ز خاكستر به خود پاشيده ام گر بمانم يا نمانم بنده ي پير زمانم گر بمانم يا نمانم بنده ي پير زمانم
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
در نتيجهی چيرگی مقدونيان بر يونان و در پی آن کشورگشايیهای اسکندر، امتزاج قومی بیسابقهای در سرزمینهای تسخیر شده صورت گرفت. با ورود عنصرهای روحی و فکری غيريونانی به درون حيات معنوی يونانيان، صورتهای انديشه، دانش و هنر، آنگونه که در دنيای يونانی تکوين و تکامل يافته بود، تدريجا اهميت و ارزش «ملی» خود را از دست داد و کمرنگ گردید. به اشاره باید گفت که دورهی پس از کشورگشاییهای اسکندر، عصر «هلنیسم» خوانده میشود. هلنیسم دورهی رواج اندیشههای یونانی و امتزاج آن اندیشهها با بینشهای شرقی است.به عبارت دیگر، فلسفهی کلاسیک یونان باستان، با ارسطو به پایان میرسد. با مرگ افلاطون و سپس ارسطو، عليرغم اينکه شاگردان آن دو تا مدتهای مديد در مدرسهی افلاطون (آکادمی) و مدرسهی ارسطو در باغ کنار معبد آپولون (لوکی)، انديشههای آنان را تدريس میکردند و بر آنها شرح و تفسير مینوشتند، اما هيچکدام از دو مکتب افلاطونی و ارسطويی نتوانست آنگونه که بايد و شايد رونق يابد ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
یکی ازفلسفه های زیادی که از سقراط نشات گرفته است فلسفه کلبیون (Cynics) می باشد . موسس این مکتب آنتیستنس از شاگردان سقراط بود که در خصایل سقراط به قناعت ورزی او توجه بسیاری نشان داد. پیروان این مکتب را به دو دلیل کلبیان می نامند : دلیل اول محل تاسیس مدرسه آنها ست که سیناسارگس Cynosarges به معنای سگ سفید نامیده می شد . که در واقع ورزشگاهی در نزدیکی آتن بوده است. دلیل دوم هم مربوط به نوع زندگی پیروان این مکتب می باشد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
اپیکور در سال 341 پ م یعنی 7 سال بعد از مرگ افلاطون در جزیره ساموس (واقع در دریای اژه) مستعمره آتنیها به دنیا آمد. زمانی که که 19 سال داشت ارسطو نیز درگذشت. او فلسفه را نزد شاگردان افلاطون و دموکریتوس آموخت. او قبل از عزیمت به آتن مدرسه ها فلسفی اش را در مایتلین و لمپاسوس تاسیس کرد.سپس در آتن باغ خود را که ترکیبی از یک انجمن فلسفی و یک مدرسه بود را ایجاد کرد. ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
ارسطو در سال 384 پیش از میلاد در شهر استاگیرا مقدونیه که در 300 کیلومتری شمال آتن قرار دارد به دنیا آمد. پدر او دوست و پزشک پادشاه مقدونیه جد اسکندر مقدونی بود.ارسطو در جوانی برای تحصیل در آکادمی افلاطون راهی آتن شد . در آنجا توسط افلاطون عقل مجسم (Nous) آکادمی نام گرفت. وی پس از مرگ افلاطون آکادمی را ترک کرد و به آسیای صغیر رفت . در آنجا با دختر یک خانواده ثروتمند و پر نفوذ ازدواج کرد. بعد از مدت نه چندان طولانی فیلیپ پادشاه مقدونیه ارسطو را برای آموزش فرزندش اسکندر به دربار خود دعوت نمود. زمانی که ارسطو شروع به تربیت اسکندر کرد اسکندر 13 سال داشت . او حدود 12 سال به این کار مشغول بود. ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
یکی از شاگردان سقراط که کمتر هنگام مطالعه فلسفه یونان باستان کمتر نامی از او می شنویم ومنابع خیلی کمی هم حتی به انگلیسی در مورد او موجود است آریستیپوس می باشد. که در کتب تاریخ فلسفه غالبا به شکل مقدمه ای بسیار کوتاه برای وارد شدن به فلسفه اپیکوری است. شاید دلیل این امر احساس ننگی باشد که دیگر شاگردان سقراط و فیلسوفان نسلهای بعد یونان باستان از او به عنوان شاگرد سقراط حس می کردند. به همین سبب سعی کردم این فیلسوف را بیشتر مورد بررسی قرار دهم تا منبع فارسی مناسبی در باره او موجود باشد.
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
افلاطون در سال 427 قبل از در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد. در 18 سالگی با سقراط آشنا شد و مدت 10 سال را به شاگردی سقراط به سر برد. بعد از اعدام سقراط یک سلسله سفر را آغاز کرد که در طی این سفرها از نقاط مختلفی از جهان نظیر مصر و سیسیل و فلسطین دیدن کرد که در این سفرها با اندیشه های متفاوتی آشنا شد که تاثیر آنها در افکار افلاطون هویدا است.هنگامی که افلاطون به آتن بازگشت 40 سال داشت. در این زمان بود که مدرسه معروفش را به نام آکادمی تاسیس کرد. این مدرسه را می توان اولین دانشگاه محسوب کرد که در آن دروسی نظیر فلسفه ریاضیات و نجوم تدریس می شد. |
|