|
هر نفس آواز عشق می رسد از چپ و راست مابه فلک می رویم عزم تماشا کر است ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم باز همانجا رویم جمله که آن شهر ماست خود ز فلک برتریم وز ملک افزون تریم زین دو چرا نگذریم ؟! منزل ما کبریاست گوهر پاک از کجا ! عالم خاک از کجا ! برچه فرودآمدیت ؟ بارکنید این چه جاست سخت جوان یار ما دادن جان کار ما قافله سالار ما فخرجهان مصطفی است از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست بوی خوش این نسیم ازشکن زلف اوست شعشعه این خیال زان رخ چون ((ولضحاست)) در دل ما درنگر هر دم شق قمر کزنظر آن چشم تو آن سو چراست؟ خلق چومرغابیان زاده ز دریای جان کی کند اینجا مقام ؟! مرغ کزان بحر خاست بلک به دریا دریم جمله درو حاضریم ورنه زدریای دل موج پیاپی چرا ست؟ آمد موج الست کشتی قالب ببست بازچوکشتی شکست نوبت وصل و لقاست
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
|
|