تبليغاتX
علی اکبری

اولین و مهمترین خاصیت نظریه مدرنیته به تایید و تصریح اکثر منتقدان ایجاد شفافیت بیشتر و از میان برداشتن ابهام در مناسبات گذشته است (البته بدون در نظر گرفتن این موضوع که در واقع تا چه حد به این موضوع نزدیک می‌شود) و درست در همین نکته است که اولین تعارضات با محیط فرهنگی در جهان سوم آغاز می‌شود.

 به خصوص در کشورهایی که دارای سابقه تاریخی و هویت فرهنگی ریشه‌دار و طولانی در منطقه خود یا در جهان می‌باشند این آسیب شدیدتر خود را نمایش می‌دهد، از آنجایی که اکثر فرهنگ های باسابقه در کشورهای جهان سوم هنوز قسمت اعظم خصوصیات پیچیده و رازآلود مناسبات درونی خود را حفظ کرده‌اند به شدت در مقابل این شفاف سازی که به وسیله عقل انسانی با تعریف غربیش صورت می‌گیرد از خود مقاومت نشان می‌دهند و در مقابل این ماجراجویی به زعم این فرهنگها عقل خرد ( کوچک) انسان کاملا در موضع دفاعی قرار می‌گیرند.

 

معمولا این پدیده در بین برخی از روشنفکران جهان سومی به صورت بازگشت سرسختانه به سنت های فرهنگی و ... ظاهر می‌شود. علت عمده این قضیه را باید در دیدگاه‌های فرهنگی- تاریخی در این کشورها دانست که در اکثر اوقات ایجاد شفافیت و حل و گشایش مسایل اساسی انسانی را نه بر عهده خود انسان که از جانب عقلی برتر (با اتصال به نیرویی ماورایی) می‌داند و به همین دلیل در مقابل چون و چرای عقل ابزاری از خود عکس العمل منفی نشان می‌دهد و بدین صورت مقدار زیادی انرژی که می‌تواند صرف حرکت‌های مثبت در هر یک از حوزه‌های گفته شده شود صرف ترمیم یا تشدید چنین آسیبی خواهد شد و در نهایت به هدر خواهد رفت.

 

تجربه یک قرن گذشته نشان داده است هر زمان که در یک حوزه‌ی فرهنگی (کشور) تکلیف در باره‌ی پذیرش یا عدم پذیرش یا حتی جذب و دفع برخی از بخشهای پروژه مدرنیته کاملا روشن بوده است نتایج مثبت این تصمیمات در مدت کوتاهی در تمام جهات خود را ظاهر کرده است و بر عکس در جاهایی که این وضعیت مشخص نبوده بیشترین نیرو صرف تثبیت وضعیت شده است. از دیگر خصوصیات تمدن مدرن نوزایی و اصالت دادن به آن است (که به خصوص در حوزه هنرها و فعالیتهای فکری نمود بیشتری دارد) این نگرش نیز در اکثر اوقات در تضاد با نگرش فلسفی مستقر در جهان سوم قرار می‌گیرد.
معمولا در جهان سوم جایی که حضور فرهنگهای بسیار ریشه‌دار و تاریخی پررنگ است خصلت‌های ایستا و بدون تحرک ظاهری این نوع فرهنگها باعث می‌شود در مقابل هر نوع حرکت نو نوعی نیروی کند کننده وارد عمل شود و کل حرکت را اگر نتواند کاملا متوقف کند دستکم کُند کُنَد. حال اگر این حرکت نو خود اصالت دادن به نوزایی به طور کلی باشد شدیدترین مقاومت‌ها ظاهر می‌شود چرا که در غیر این صورت نوزایی تقدیس شده خیلی سریع بساط فرهنگ مستقر را برخواهد چید.
از آنجایی که در این حوزه‌ها فلسفه‌ی تغییرات فرهنگی، افتصادی، سیاسی بر اساس تغییرات کند و بطئی است، مقاومت در برابر این حرکت نو آسانتر انجام می‌شود و عموما فرهنگ مستقر موفق می‌شود که با طرح این پرسش که آیا صرف نو بودن پدیده‌ای، دلیل خوبی برای درست بودن آن است ؟ در حقیقت اصل موضوع را متوقف نماید.
این پدیده را می‌توان به صورت تفاوت در دیدگاهی هندسی - فلسفی میان این دو تمدن نشان داد به این صورت که حرکت یا پیشرفت در تمدن مدرن به گونه‌ای خطی ظاهر می‌شود در حالی که پیشرفت در فرهنگها و تمدن های قدیمی‌تر در ساده‌ترین حالت به صورت دوایری هم مرکز و گسترش یابنده (با ایستایی بسیار بیشتر) در می‌آید. به دلیل همین تفاوت دیدگاه فلسفی مقاومت فرهنگ پذیرنده به صورت یک جدال فلسفی در می آید و باعث بسیج تقریبا تمام نیروی فکری موجود در آن حوزه‌ی فرهنگی خواهد شد که این نیز از آسیب‌های موجود در پذیرش و جذب تمدن مدرن در کشورهای جهان سوم است.
- نحوه نگرش به زیست‌بوم نیز در این دو تمدن یکی دیگر از تفاوت های اساسی است (البته این موضوع کاملا تابع نگاه هر دو تمدن به جایگاه انسان در جهان هستی و تعریف ارتباط او با محیط اطرافش است).
در تمدن مدرن در حقیقت انسان و رابطه او با هر چیز دیگر جایگاه آن چیز یا موضوع را مشخص می‌کند در واقع به انسان جایگاهی محوری داده شده است که اجازه می‌دهد تمام مسائل دیگر در پرتو محوریت انسان قابل تعریف باشند مثلا نوع رابطه انسان با طبیعت در تمدن مدرن نمونه بسیار خوبی از این نگرش انسان محور است.
در حقیقت وجود طبیعت در رابطه با انسان معنی می‌یابد و این معنی یافتن بیشتر در راستای استفاده به صورت مواد اولیه و یک منبع مصرفی است.
از آنجایی که در فرهنگها و تمدنهای غیر مدرن این ارتباط انسان محور نیست (و حتی در بعضی از آنها با گونه ای از تقدس مثلا در برخورد با طبیعت همراه است) بنابراین ورود این تلقی جدید از رابطه انسان با محیط اطراف و جهان هستی به خصوص در دوران گذار ( به دلیل اینکه هنوز هیچ یک از دیدگاه ها موفق به مستقر شدن نشده است) آسیب های جدی هم از دیدگاه انسانی و هم از دیدگاه محیطی ایجاد می‌کند.
- نحوه ارتباطات انسانی نیز از قاعده پیشین پیروی می‌کند و دو گانگی در برقراری ارتباط سنتی-مدرن تبدیل به یکی از آسیبهای شایع در این حوزه‌های فرهنگی می‌شود.
اگر چه این پدیده به شکلهای متفاوت در غرب نیز در زمان به وجود آمدن تمدن مدرن وجود داشته است اما در تمدن‌های دیگر به دلیل همان مقاومت گفته شده و عکس العمل دفاعی فرهنگی که باعث می‌شود هر چیز مربوط به تمدن قبل لزوما خوب تلقی شود، این آسیب نیز مانند موارد قبلی می‌تواند به یک آسیب حاد وطولانی مدت تبدیل شود. معمولا این آسیب در کشورهای جهان سوم به صورت دوگانگی در نحوه زندگی و برقراری ارتباط انسانی طبقات متوسط اجتماع ( به علت خصلت بینابینی این طبقات چه به لحاظ اقتصادی چه به لحاظ فرهنگی ) و همچنین سردرگمی شدید طبقات پایین و روستایی ظاهر می‌شود.
- به دلیل همین مقاومت‌ها و نیز به دلیل اینکه در قرن گذشته این تمدن ( مدرن) از طرف دنیای غرب به عنوان تمدن برتر و موفق در حل مسائل انسانی ارائه شده است در اکثر کشور های جهان سوم ورود تمدن مدرن به صورت یک هدف سیاسی و برای نوعی سلطه جویی قدرت‌های غربی بر جهان سوم در آمد.

به همین علت در بیشتر موارد همراه با دیکتاتوری و نوعی سرکوب برای پذریش اجباری تمدن مدرن- آنهم بیشتر در شکل، نه محتوا - بوده است همین موضوع باعث شده که حال پس از گذشت تقریبا یک قرن این موضوع در وجدان تاریخی بخشی از ملتهای جهان سوم به صورت یک واقعه دردناک باقی بماند (بویژه اگر استقرار تمدن مدرن با ناکامی همراه بوده باشد). و همین موضوع باعث گرایش به بازگشت به مظاهر و محتوای تمدن گذشته در کشورهای جهان سوم در سالهای آخر قرن بیستم شد.

- مانند تمام چیزهای وارداتی در جهان سوم تمدن مدرن هم پس از ساخت و احتمالا تکمیل در کشورهای دیگر وارد شد و این اتفاق هم چند آسیب ویژه همراه خود داشت: اول اینکه فرهنگ پذیرنده همواره به عنوان موضوعی وارداتی به آن نگاه می‌کند (که مفصل راجع به آن بحث شد ) .

دوم اینکه فرهنگ پذیرنده به عنوان دنباله‌رو تا مدت بسیار زیادی و شاید هم برای همیشه مصرف کننده فکر باقی می‌ماند و اکثر اوقات تفکر فلسفی را در زمانی که دیگر کهنه است یا در نزد تولید کنندگان مردود شناخته می‌شود در یافت می‌کند و بی چون وچرا می‌پذیرد و برای مدتی طولانی تحت سلطه قدرتمند فرهنگی قرار می‌گیرد.

سوم اینکه به دلیل مقاومت ذاتی در مقابل این تمدن وارداتی حتی در صورتی که در نهایت تمدن مدرن را بپذرید، آنقدر از نظر فکری انرژی خود را از دست داده که نمی‌تواند به عنوان یک تولید کننده تفکر در دنیای مدرن جایی برای خود دست و پا کند.
وبالاخره چهارم اینکه بر اثر همین موارد گفته شده به نوعی عقده حقارت در برابر تولید کنندگان تمدن مدرن گرفتار می‌آید.

آسیبهای دیگری نیز در فرآیند برخورد میان یک کشور جهان سوم با تمدن مدرن ممکن است پدیدار شوند که به اندازه مواردی که گفته شد اهمیت نداشته باشند یا اینکه عمومیت موارد گفته شده را نداشته باشند به همین دلیل از اشاره به آنها خودداری شده است.

- موضوع تمدن مدرن و اینکه آیا اصولا می‌توان قائل به وجود چنین تمدنی شد یا خیر و اگر می‌توان، آیا تمدن مدرن بر انواع دیگر تمدن که تاکنون برروی زمین ظاهر شده‌اند برتری خاصی دارد یا خیر و همچنین نسبت میان کشورهای جهان سوم و تمدن مدرن و نحوه پذیرش یا عکس العمل این کشور ها به این تمدن از پرسش های بسیار مهم و حیاتی قرن بیستم و شاید حتی قرن بیست و یکم به خصوص برای اندیشمندان این کشورها است به همین دلیل تلاش زیادی را در همه جنبه ها برای پیدا کردن رهیافتی به پاسخ این سوالات مشاهده می‌کنیم از اینروست که نوشتار حاضر می‌کوشد به بخشی از این سوالات پاسخ دهد یا روشنگر برخی مسائل موجود در راه برخورد با تمدن مدرن باشد.

در این نوشتار پیشاپیش فرض شده است که تمدن مدرن موضوعیت دارد و مدرنیته یکی از دستاورد های مهم بشری در قرون گذشته است و به موضوع نحوه برخورد کشورهای جهان سوم با تمدن مدرن پرداخته شده است آنهم از این منظر که آسیب شناسی انتقال تمدن مدرن را مورد بررسی قرار دهد.

آروین صداقت کیش

توضیحات :

1- در نوشتار حاضر همه جا عنوان جهان سوم به عنوان مرسوم در گفتمان سیاسی قرن بیستم و به عنوان اشاره به جغرافیای اقتصادی خاص به کاررفته است هر چند که خود این لغت تا حدودی حاصل تعریف میان نسبت کشورها و تمدن مدرن است.

2- مباحث گفته شده از لحاظ تاریخی بیشتر به قرن بیستم مربوط هستند اما ممکن است برخی از موارد گفته شده برای قرن حاضر نیز قابل استفاده باشند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

ماه رمضان با کلام نور

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

ما این قرآن عظیم الشان را درشب قدر نازل کردیم وچه تو رابه عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد شب قدر ازهزارماه بهتر وبالاتر است دراین شب فرشتگان وروح به اذن خدا بر (امام عصر) ازهرفرمان ودستور الهی نازل می گرداند این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------                                                                 خرد یا خدا

آلبرت اينشتين در يکی از سخنرانی های خود گفت:به هوش باشیم وازخرد.خدانسازیم به اعتقاد او خرد قدرت بسیاردارد اما ازشخصیت تهی است وی معتقد بود که خرد باید خدمت کند ونه رهبری ولی من معتقدم که خرد یعنی دانش و دانش یعنی قدرت و قدرت یعنی اراده وتوانایی. که این شاخصها همه به نسبتی برابر دریک مدار ۳۶۰ درجه قراردارند. من تعهد وتخصص را مقدم بر یکدیگر نمی دانم .دردنیای نسبی ما دانش وخرد جمعی درنهایت  همان کاری را می کند که انبیا می کردند.

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------رابطة شب قدر با حجت زمان وامام عصر(عج)

خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر می‌فرماید:
تنزّل الملائکة و الرّوح فیها بإذن ربهّم من کلّ أمرف.
فرشتگان و روح، در آن شب به دستور پروردگارشان با هر فرمانی (برای تقدیر هرکاری) فرود آیند.
فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تکرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سورة دخان نیز:
فیها یفرَق کلّ أمرف حکیم.1
در آن شب، هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود
دلالت بر تجدد و دوام دارد. زیرا هیأت نحوی باب «تفعّل» اگر دلالت بر پذیرش یا تکلف یا هر دو می‌نماید. ظاهر این فعل‌ها، خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.
این امر که در زمان رسول خدا(ص) به آن حضرت نازل می‌شده‌است، در هر شب قدر، باید بر کسی نازل و تبیین و تحکیم یا کشف شود که به افق نبوت نزدیک و پیوسته باشد.
قبول اصل وصایت رسول اکرم(ص) و امامت، ناشی از این معنی و مبتنی بر همین اساس است.
هنگامی که کسی قرآن را به عنوان کلام خدا پذیرفت به این معنی که همة سوره‌ها و آیات آن را پذیرفته است و یک مسلمان واقعی هم کسی است که تسلیم همة آیات قرآن باشد، پس هر مسلمانی الزاماً باید سورة قدر، و از آن سوره شب قدر، و استمرار آن را تا قیامت بپذیرد و لازمة پذیرفتن آن، آیة (تنزّل الملائکة...) که هر فرد با ایمانی ناگزیر از قبول آن است، این است که بپذیرد که در شب قدر فرشته‌ها و روح از جانب پروردگار با هر امری فرود می‌آیند و این امر یک متولی و ولی می‌خواهد که متولی و ولی آن امر باشد. اینکه خداوند در آیات سوم و چهارم سوره دخان می‌فرماید:
در آن شب هر فرمانی، برحسب حکمت صادر می‌شود٭ فرمانی از جانب ما، و ما همواره فرستندة آن بوده‌ایم.
دلالت بر تکرار و تجدید فرق و ارسال در آن شب دارد و به این معنا که آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل می‌شوند؛ پس باید به طور مدام شخصی به عنوان «ولی» این امر باشد که به سوی او نازل و ارسال گردند که او همان ولی جهان و جهانیان خواهد بود؛ و هم اوست که اطاعتش بر همگان واجب است.
به همین سبب، هرکس ادعا کرد که من ولی امر هستم، باید ثابت کند که این امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و می‌شوند، و چون هیچ کس جز پیامبر و اوصیاء معصومینش(ع) نمی‌توانند مدعی این امر باشند و اساساً هم نیستند، باید از اوصیاء و پیامبر همواره کسی باشد که در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب یزدان هر امری بر او نازل شود.
آیة مورد بحث، یکی از مستدل‌ترین آیات قرآن کریم بر ضرورت وجود همیشگی یک ولی امر از جانب خداست که امین بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهی باشد، و آن همان امام معصوم(ع) است.
و هرکس نزول پیوستة فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد که اگر به قرآن ایمان دارد باید بپذیرد، ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه کافر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود، که در آن صورت چنین کسی بنابر بیان خود قرآن کریم کافر واقعی است.
چنان که خداوند در آیات 150 و 151 سورة نساء می‌فرماید:
إنّ الّذین یکفرون بالله و رسله و یریدون ان یفرّقوا بین الله و رسله و یقولون نؤمن ببعض و نکفر ببعض و یریدون أن یتّخذوا بین ذلک سبیلاً٭ أولئک هم الکافرون حقّاً و أعتدنا للکافرین عذاباً مهینا.
کسانی که به خدا و پیامبران خدا کافر شده‌اند و می‌خواهند بین خدا و رسولانش جدایی اندازند و می‌گویند به برخی ایمان می‌آوریم و به بعضی کافر می‌شویم و می‌خواهند در این میان (بینابین) اتخاذ کنند، اینان حقا کافرند و ما برای کفرکیشان عذاب خوارکننده‌ای مهیا کرده‌ایم.
و می‌بینید که خداوند، کسانی را که پاره‌ای از آیات خدا را بپذیرند و برخی را نپذیرند، کافر حقیقی می‌داند.
بنابراین مؤمن حقیقی کسی است که هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت پذیرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولی امر، و امام معصومی که امر الهی را دریافت می‌کند و امین بر آن در جهت پاسداری، به‌کار بستن و اداء باشد، قبول کند؛ یعنی همان بزرگواری که در زمان وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم(ص) بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل کرده‌اند، فرمودند:
من أنکر المهدی فقد کفر.2
کسی که وجود مهدی را انکار کند، رهسپار دیار کفر شده است.
و در کتب شیعه، از این قبیل احادیث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق(ع) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طریق از جد عالیقدرشان و از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که فرموده‌اند:
القائم من ولدی اسمه إسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنّته سنتی یقیم النّاس علی ملتّی و شریعتی و یدعوهم إلی کتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنی و من عصاه عصانی، و من أنکره فی غیبته فقد أنکرنی، و من کذبه فقد کذّبنی، و من صدّقه فقد صدّقنی، إلی الله اشکو المکذّبین لى فى أمره، و الجاهدین لقولی و المضلّین لأمتّی عن طریقته و سیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبف ینقلبون.1
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و کنیة او، کنیه من «ابوالقاسم» و سیمای او سیمای من و سنت او سنت من است، دین و آیین و ملت و شریعت مرا در بین مردم برپا می‌دارد و آنان را به کتاب خدای عزوجل فرامی‌خواند. کسی که او را طاعت کند، مرا پیروی ‌کرده و کسی که او را نافرمانی کند، مرا نافرمانی کرده است و کسی که او را در دوران غیبتش انکار کند، تحقیقاً مرا انکار کرده و کسی که او را تکذیب کند هر آینه مرا تکذیب کرده و کسی که او را تصدیق کند، هر آینه مرا تصدیق کرده است. از آنها که مرا دربارة او تکذیب کرده و گفتار مرا در شأن او انکار می‌کنند و امت مرا از راه او گمراه می‌سازند، به خدا شکایت می‌برم. به‌زودی آنها که ستم کردند و می‌دانند که بازگشتشان به کجا است و سرنوشتشان چگونه است (و چگونه در دگرگونی‌ها مجازات ستمگری‌های خود را در دنیا و آخرت خواهند دید).
در این حدیث شریف انکار و تکذیب امام عصر، اروحنا فداه، انکار و تکذیب پیامبر به حساب آمده است، و در نتیجه همة پیامبران را انکار کرده، که همان رهسپاری به وادی کفر خواهد بود.
علی بن ابراهیم قمی در تفسیری دربارة نزول فرشتگان و روح، در شب قدر می‌گوید:
فرشتگان و روح القدس، در شب قدر، بر امام زمان(ع) نازل می‌شوند و آنچه را از مقدرات سالانة بشر، نوشته‌اند، به او تقدیم می‌دارند.
و همین محدث مورد وثوق از حضرت امام باقر(ع) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می‌دانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند:
چگونه ندانیم، و حال آن‌که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می‌کنند.3
حضرت امام سجاد(ع)، در این باره، می‌فرمایند:
همانا سال به سال در شب قدر تفسیر و بیان کارها، بر ولی امر (امام زمان(ع)) فرود می‌آید.
و نیز آن حضرت(ع) فرموده‌اند:
ای گروه شیعه، با سورة « انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین(ع) مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) کنید تا کامیاب و پیروز شوید، به خدا که آن سوره، پس از پیغمبر اکرم(ص) حجت خدای تبارک و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الکتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مبارکة اناکنا منذرین» مخاصمه و مناظره کنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعداز پیامبر اکرم(ص) است.
همچنین از رسول اکرم (ص) نقل شده است، که به اصحابشان فرموده‌اند:
به شب قدر ایمان بیاورید، زیرا آن شب برای علی بن ابی‌طالب(ع) و یازده نفر از فرزندان او پس از من خواهد بود.
از آنچه که نگارش یافت، استفاده می‌شود که شب قدر تا قیامت باقی است و در هر شب قدر هم ولی امر و صاحب امری هست که آن امر را دریافت دارد، که در زمان ما صاحب آن امر صاحب بزرگوار ما حضرت حجة‌ بن الحسن المهدی، ارواحنا فدا، است و برای آن‌که بهتر بدانیم که لیلةالقدر بیانگر مقام شامخ ولایت اهل بیت(ع) و امامت آنان تا روز رستاخیز می‌باشد. حدیثی را هم که در بخش فضیلت‌های حضرت فاطمة زهرا(س) است، ملاحظه می‌کنیم که در آن به طور کنایه از آن بانوی عظیم القدر تعبیر به لیلةالقدر شده است و آن در تفسیر فرات بن ابراهیم از حضرت صادق(ع) نقل شده که فرموده‌اند:
«ما قرآن را در شب قدر فرو فرستادیم»، «شب قدر» فاطمه و «قدر» خداست، پس کسی که فاطمه(س) را آنگونه که باید، بشناسد، شب قدر را درک کرده است.
و این اشاره به مقام ولایت آن بانوی معصوم (س) نیز دارد.
و از طرفی، همان‌گونه که در شب قدر امر حق بر امام به حق فرود می‌آید، نزول‌گاه نور پاک امامان معصوم(ع) نیز وجود مقدس فاطمة زهرا(س) است؛ که حقیقتاً هرکس آن بانو را شناخت و به عظمت مقام فرزندان معصومش و همسر مظلوم و معصومش پی‌برد، شب قدر را درک کرده است.

حضرت علی (ع) :  ملت آميزه اي است از قشرهاي گوناگون، كه هر جزء آن در پيوند با جزء ديگر سامان مي يابد

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

آقای کریمی حکاک می گوید که پرسش جهانی نشدن ادبیات ایران به نيمه های قرن نوزدهم باز می گردد.

«تحولات چشمگیر» در ادبیات فارسی و ضعف جهانی شدن

شايد از چند دهه قبل، يعنی زمانی که «بوف کور» صادق هدايت به زبان های غربی ترجمه شد و رمان «قرنطينه» اثر فريدون هويدا مورد توجه مطبوعات روشنفکری فرانسه قرار گرفت، اين انتظار به وجود آمد که ادبيات معاصر ايران ظرفيت جهانی شدن را دارد.

اما با وجود اينکه در چند دهه اخير تعدادی از آثار ايرانی کم و بيش ترجمه شده اند ولی نه تنها شعر معاصر ايران بلکه داستان نويسی ايران نيز تا کنون نتوانسته است آن طور که از سوی برخی روشنفکران ايران انتظار می رفت، توجه خوانندگان غير ايرانی را جلب کند.

چرا علی رغم گذشت حدود ۸۰ سال از عمر ادبيات معاصر ايران، همچنان در قلمرو محدود اقليمی زبان فارسی باقی مانده است؟  «راديو فردا» اين پرسش را با دو کارشناس ادب معاصر ايران (دکتر احمد کريمی حکاک و دکتر سوزان باغستانی) در ميان گذاشته است.

دکتر احمد کريمی حکاک، استاد زبان فارسی و پژوهشگر ادبيات معاصر ايران که در حال حاضر استاد دانشگاه های آمريکا و مدير برنامه ايران شناسی دانشگاه مريلند در نزديکی واشينگتن است.

راديو فردا: آقای دکتر کريمی حکاک! سابقه اين پرسش که چرا ادبيات ما جهانی نيست به کدام دوره تاريخی ايران باز می گردد؟

احمد کريمی حکاک: اين پرسش به نيمه های قرن نوزدهم باز می گردد. يعنی زمانی که ايران به برقراری روابط مشخص و مستمر با کشورهای اروپايی اقدام کرد و در ميراث های ادبی فرهنگ ايرانی از يک طرف و فرهنگ اروپايی از طرف ديگر، تفاوت هايی ديد که اين تفاوت ها به شکل فقدانی در ادبيات فارسی تشخيص داده شد.

به عنوان مثال افرادی مانند آخوند زاده، ميرزا آقاخان کرمانی، ناظم الاطباء و ميرزا ملکم خان وقتی ادبيات فرانسه را می خواندند از خودشان می پرسيدند که چرا ما در ادبيات فارسی رمان و نمايشنامه نداريم؟

ژانرها و گونه هايی که در ادبيات فرانسه، انگليسی و روسی که بيش از همه با ادبيات فارسی در تماس بودند، مشاهده می شد ولی در ادبيات فارسی مشاهده نمی شد. تا پيش از اين دوران، چنين تماس برقرار نبود و البته اين پرسش هم پيش نمی آمد.

  • «آن چيزی که شاهنامه را تبديل به اثری می کند که در نهايت انسان شناسی موضوع آن است و ربطی به تاريخ يا افسانه های ايران باستان ندارد و يا مثنوی معنوی را تبديل می کند به تأملی در موقعيت انسان در زنجيره بزرگ هستی، اينها را ما امروز در ادبيات از دست داده ايم.»

احمد کریمی حکاک، مدير برنامه ايران شناسی دانشگاه مريلند

بنابراين به عقيده شما، آغاز مشروطه را بايد سرآغاز تمايل ايرانيان و ادبيات فارسی برای شناخته شدن يا خوانده شدن از سوی جهانيان دانست؟

با آغاز مشروطه، کوشش و اهتمامی سر گرفت که ادبيات فارسی را به شکلی با ادبيات اروپايی همسو کند. منظور ما از جهانی شدن در عرصه فرهنگ ايران، به کشورهايی مانند چين و ژاپن نظری ندارد بلکه منظور اروپا و در دوران ديگری، آمريکا است. يعنی با کشورهای به اصطلاح مترقی و پيشرفته و ما جهانی شدن را به اين شکل می بينيم.

از همان جا کوششی آغاز شد که ادبيات فارسی بتواند از نظر شيوه های بيانی و دستگاه بيان معانی خود، طوری باشد که اگر ترجمه می شود اروپايی ها نيز بفهمند.

اگر بخواهيم اين سير تطور و حرکت رويکرد به ادبيات غرب را در ايران مرحله بندی کنيم، چند مرحله را می توان تشخيص داد؟

البته اين رويکرد در هر مرحله ای دگرديسی می يابد. مرحله اول، مرحله انتقاد به ادبيات بومی است يعنی اين که چرا ادبيات ما مانند ادبيات خارجی نيست.

مرحله دوم، آغاز کوشش برای تحول در عناصر و مفردات ادب و شعر فارسی است به طوری که با ادب و شعر اروپايی هم سو شود.

مرحله سوم، مرحله تقليد سيستمی است که با کارهای  افرادی مانند عشقی، لاهوتی و نيما به سرانجام می رسد و در مورد ادبيات منثور، جمالزاده و هدايت را می توان پيشروان اين راه دانست.

چهارمين و آخرين مرحله، پس از جنگ جهانی دوم است، به نحوی که اين همسويی کمتر به سمت ادبيات فرانسه و بيشتر به سوی ادبيات انگليسی و سپس ادبيات آمريکايی است و اينها الگوی پيشرفت ادب فارسی می شوند.

اگر بخواهيم به طور مشخص سؤال کنيم که چرا ادبيات ايران بسيار کم ترجمه و خوانده شده است، علت چيست؟

در هر اثر ادبی، دو نيرو بايد موجود باشد تا دست کم توان اين را بيابد که مورد توجه جهانيان واقع شود. یک نيروی بالفعل آنی برای مصرف در جامعه بومی و مردمان معاصر، يعنی خوانندگان بلافصل، نويسنده است.

در اين امر ما بد عمل نکرده ايم، يعنی آثاری که در ادبيات فارسی آفريده شده، موضوعيت خود را در تحولات اجتماعی و به ويژه سياسی به وجود آورده است. ولی در عين حال تأکيد بيش از حد روی اين نيروی بالفعل، باعث شده که ما از نيروی بالقوه جاودان جهانی که يک اثر را برای تمام جهانيان معتبر می کند باز بمانيم.

يعنی آن چيزی که شاهنامه را تبديل به اثری می کند که در نهايت انسان شناسی موضوع آن است و ربطی به تاريخ يا افسانه های ايران باستان ندارد و يا مثنوی معنوی را تبديل می کند به تأملی در موقعيت انسان در زنجيره بزرگ هستی، اينها را ما امروز در ادبيات از دست داده ايم.

علت چنين امری شايد اين باشد که مارکسيسم با نسخه استالينی خود وارد ايران شد و بر اين نيروی بالفعل و بلافاصله موضوعيت داشتن ادبيات تأکيد کرد و از تأملاتی در پيچيدگی های وجود انسان چشم پوشی کرد و به نوعی نسخه پيچی تبديل شد که اين راه اجتماعی خوب است و آن راه های ديگر بيراهه.

ما هنوز از اين چنبره بيرون نيامده ايم و کوشش های انجام شده از نوع کوشش هايی که مثلا در «ملکوت» يا در«يکوليا» يا در آثار گلشيری می بينيم، خواننده زيادی پيدا نکرده، زيرا ذهن خواننده ايرانی متوجه اثری است که ناگهان همه معضلات اجتماع را مورد بررسی قرار دهد.

نويسنده ها نيز بر اساس اين برداشت آثارشان را می آفرينند و در نتيجه از پيچيدگی های وجود انسانی که در همه اعصار معتبر است و در همه آثار می تواند بازتاب داشته باشد، غافل می شوند.

شش دلیل برای جهانی نشدن ادبیات فارسی

دکتر سوزان باغستانی نيز که کتاب هايی از هوشنگ گلشيری، زويا پيرزاد و ديگر نويسندگان را به سفارش ناشران آلمانی در اين چند سال به زبان آلمانی برگردانده است، اين باره حرف های شنيدنی دارد.

  • «به نظر من در اين ۱۵-۱۰ سال اخير تحولات چشمگيری در ادبيات فارسی رخ داده است به طوری که می توان گفت اين ادبيات در حال جهانی شدن است.»

سوزان باغستانی، مترجم

راديو فردا: خانم دکتر باغستانی! می دانيد که ادبيات ايران بسيار کم به زبان های معتبر دنيا ترجمه شده است. به عنوان مثال تعداد ترجمه آثار از زبان فارسی به آلمانی تقريبا هيچ است. چرا چنين است؟

سوزان باغستانی: در وضعيت فعلی، من شش دليل عمده را می توانم ذکر کنم که موجب عدم ترجمه ادبيات فارسی به زبان آلمانی شده است.

علت اول عدم اهتمام دولت جمهوری اسلامی ايران، نسبت به ترويج و توسعه زبان و ادبيات فارسی در جهان است. دليل دوم عدم وجود مؤسسات ويژه معرفی ادبيات فارسی مانند انستيتو گوته در آلمان است.

نکته سوم عدم وجود اديتورهای فارسی زبان در آلمان و کشورهای آلمانی زبان مانند اتريش و سوييس است. بايد دانست که سيستم نشر در آلمان متفاوت است، اينجا ناشران تصميم گيرنده هستند و مانند ايران نيست که مترجمين پيشنهاد بدهند.

دليل چهارم عدم رعايت حقوق کپی رايت در ايران است زيرا جمهوری اسلامی هنوز قرارداد کپی رايت را امضا نکرده است. علت  پنجم، معرفی ناقص و محدود آثار ادبيات فارسی توسط ناشران ايرانی است.

البته خانم لاهيجی، دو سال پيش در نمايشگاه کتاب فرانکفورت کار جالبی انجام داد و برای اولين بار يک سی دی از تازه های کتاب به زبان انگليسی ارائه داد ولی اين کار به چند ناشر محدود بوده و کافی نيست.

و دليل آخر، عدم وجود مبلغان حرفه ای و بنگاه های ادبيات فارسی است.

اين شش نکته موجب شده است که ناشران آلمانی زبان در مورد ادبيات معاصر فارسی دچار توهم شوند و اين ادبيات را به مثابه ادامه داستان های «هزار و يک شب» برداشت کنند يا از اين موضوع واهمه داشته باشند که مبادا رمان ها و داستان های فارسی، مبلغ اسلام گرايی و ضديت با غرب باشند.

برخی منتقدين معتقدند که ادبيات ايران نتوانسته آثاری بيافريند که خوانندگان ديگر جهان را قانع کند که با اثر مهمی روبرو هستند. شما به عنوان يک مترجم آثار فارسی به آلمانی، نظرتان در مورد اين ديدگاه چيست؟

اين ديدگاه تا حدودی صادق است. اما به نظر من در اين ۱۵-۱۰ سال اخير تحولات چشمگيری در ادبيات فارسی رخ داده است به طوری که می توان گفت اين ادبيات در حال جهانی شدن است.

چند صدايی، تنوع موضوعات و سبک های جديد و مدرن تر در رمان ها و داستان های جديد جلب توجه می کند. از اين لحاظ من خوشبينم که اين ادبيات، استعداد ترجمه شدن به زبان های خارجی را دارد.

منظور شما از تحولات رخ داده، تحول در ساختار و فرم های ادبی در تجربه های رمان نويسی و داستان نويسی است يا در انتخاب مضامين؟

می توان گفت در هر دو، ولی اين نکته بيشتر در مضامين آثار وجود دارد.

آيا می توانيد به طور مشخص نام ببريد؟

کتاب هايی که شخصا از آنها بسيار خوشم آمد «آداب بی قراری» از یعقوب یادعلی که مرا به ياد کتاب های پل آستر می اندازد، کتاب های احمد محمود که البته به آلمانی ترجمه شده و کارهای خانم پارسی پور و رضا قاسمی است.  

منبع : رادیوفردا 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

يک گروه از دانشمندان اروپائی امروز، چهارشنبه، آزمايشی بلندپروازانه را شروع کرده اند که به گفته آنان می تواند به پرسش های راجع به آغاز کائنات پاسخ بدهد. 

دانشمندان نخستين ذرات کوچکتر از اتم ، موسوم به پروتون را، با يک ماشين عظيم اتم شکن ده ميليارد دلاری، به يک تونل مدور زير زمينی بيست و هفت کيلومتری در نزديکی ژنو پرتاب کردند، که خود بخشی از ماشين اتم شکن است. اين ماشين هنگامی که با تمام قدرت کار کند قادر است ذرات پرتون را با سرعت نور و در محيطی مشابه فضا ازدو جهت مخالف و معکوس پرتاب کند.

دانشنمدان انتظار دارند برخورد پرتون ها به ايجاد حرارتی بی نهايت شديد و توام با انرژی در نقطه ای بسيار کوچک منجر شود. 

مسئولان اين پروژه در سازمان اروپائی تحقيقات اتمی ميگويند ماشين اتم شکن می تواند همان شرايطی را که سر آغاز ايجاد کائنات بود، و به فرضيه انفجار بزرگ يا بيگ بنگ شهرت دارد، بوجود بياورد. 

مسئولان پروژه همچنين ميگويند ماشين اتم شکن می تواند به تحقيق درباره بزرگترين سر ناشناخته در کائنات، موسوم به عنصر تاريک منجر شود، که تشکيل دهنده هشتاد درصد کائنات است. 

بعضی از دانشمندان اروپائی و آمريکائی برای متوقف ساختن آزمايش به دادگاهها شکايت کرده اند. اين گروه از دانشمندان ميگويند آزمايش می تواند به ايجاد سياه چال های ميکروسکوپی فضائی با قدرت جاذبه ای عظيم منجر شود، که قادر خواهند بود کره زمين را ببلعند. اما مسئولان پروژه و بعضی ديگر از دانشمندان سرشناس اين نگرانی را مسخره توصيف کرده اند. به گفته آنان کره زمين همواره در معرض اشعه های کيهانی و برخوردهائی مشابه با آزمايش اخير است.  

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

آزمایش «انفجار بزرگ» چگونه انجام می شود؟

 روز چهارشنبه دانشمندان فيزيك با استفاده از ماشين عظيمى، دست به يك آزمايش شگفت انگيز خواهند زد. اين آزمايش كه براى شتاب دادن به ذره هاى باردار اتم انجام مى شود، سياهچاله اى مصنوعى بوجود مى آورد تا در لحظه كوتاهى، انفجار بزرگ را كه آغاز شكل گرفتن كائنات است، به نمايش بگذارد.

اما اين امر نگرانى هاى بسيارى را در جهان بوجود آورده و برخى آن را تهديدى براى هستى مى دانند. راديو فردا در گفت و گو با محمد حيدرى ملايرى، اختر فيزيكدان ايرانى مقيم پاريس، نظر وى را در باره ويژگى هاى اين آزمايش جويا شده است.

راديو فردا: آقاى ملايرى چه مراحلى طى شد تا چنين آزمايشى در روز چهارشنبه به مرحله عمل برسد؟

محمد حيدرى ملايرى: اين (ماشين عظيم) از طرف سازمان اروپايى براى پژوهش هسته اى «سرن» ساخته شده است. پانزده سال طول كشيده٬ صدها فيزيكدان و هزاران مهندس سعى كردند اين را به وجود بياورند. (این ماشین) يك شتابگر است٬ يعنى به ذره هاى باردار شتاب مى دهد.

چيزى كه ساخته شده٬ تونلى است در صد مترى زير زمين در مرز فرانسه و سويس. پيرامون اين تونل بيست و هفت كيلومتر و قطر آن سه متر و هشتاد سانتيمتر است. اين تونل را به دماى صفر مطلق رسانده اند٬ يعنى منفى ۲۷۱ درجه٬ حالا به چه علت و چگونه؟

پشت اين تونل٬ ۱۶۰۰ آهن ربا قرار داده اند٬ به خاطر اين كه بتوانند بدين وسيله ميدان مغناطيسى بوجود آورند و به پروتون ها سرعت دهند٬ سرعتى نزديك به سرعت نور.

براى گرديدن در اين تونل٬ يك پروتون نود ميليونيم ثانيه وقت مى خواهد و در واقع هر ثانيه٬ يازده هزار بار دور اين تونل مى تواند حركت كند و هزينه اين در حدود پنج ميليارد يورو شده است٬ از طرف كشورهاى اروپایی. حالا اين براى چيست؟

براى اين كه حالت هاى ماده و انرژى را در انرژى هاى بسيار زياد مطالعه كنند. انرژى هايى كه تاكنون ما فيزيكدان ها به آن دسترسى نداشتيم و به چند سئوال بنيادين فيزيك پاسخ دهند.

يكى از اين سئوال ها اين است كه چرا ذره هاى بنيادين مانند الكترون و پروتون جرم دارند؟ چرا ماده جرم دارد؟ يكى از نگره هاى فيزيك هسته اى مى گويد كه اين مسئله٬ بدین علت است كه ذره هايى وجود دارند به نام «بوسون فيكس»٬ به نام شخصى كه اين را پيشنهاد كرده. و اين بوسون ها٬ اين ذره ها هستند كه اين جرم را بوجود مى آورند. آيا اين ذره ها وجود دارند يا خير؟

نكته ديگر اينكه٬ چرا نيروى گرانشى نسبت به نيروهاى ديگر تا اين اندازه ضعيف است؟ آيا فضا فقط همين سه بعد را دارد يا در انرژى هاى بسيار زياد بعدهاى ديگرى نيز دارد؟

روز ده سپتامبر (چهارشنبه)٬ براى اولين بار پروتون ها را در اين شتابگر به حركت در مى آورند٬ غير از این آزمايش٬ آزمايشات مختلف دیگری نیز انجام می دهند و روز ۲۱ اكتبر٬ كوبش را٬ يعنى برخورد دادن پروتون ها را با هم٬ انجام مى دهند و مقصود اين است كه سياهچاله ميكروسكوپى به وجود آورند.

نگرانى هايى در اين مورد بوجود آمده٬ حتى تعدادى از دانشمندان به اين موضوع اعتراض كرده اند و ترس آنها از نابودى كره زمين و نابودى هستى است. مى ترسند٬ اين سياهچاله٬ كره زمين را ببلعد٬ براى اين كه دمايى معادل يك تريليون درجه سانتيگراد ايجاد خواهد شد.

سياهچاله ها سه نوع هستند. يك نوع٬ سياهچاله هاى غول پيكر كه جرم آنها ميليون ها يا ميلياردها برابر جرم خورشيد است و اينها در مركز كهكشان ها وجود دارند. در مركز كهكشان خود ما هم يكى هست.

يك نوع دیگر، سياهچاله هاى ستاره اى هستند كه پس از انفجار٬ ستاره هاى پر جرم بوجود مى آورند و جرم اين ها در حدود سه يا چهار برابر جرم خورشيد است. به اين سياهچاله هايى كه مى خواهند مطالعه كنند، «سياهچاله هاى ميكروسكوپيك» مى گويند٬ يعنى اندازه آنها٬ به اندازه يك پروتون است٬ بسيار كوچك است و طبق قوانين مكانيك كوانتوم، هر چه اين سياهچاله ها كوچك تر باشند٬ دماى آنها بيشتر است و همانطور كه اشاره كرديد٬ دماى اين مى تواند به ميليون ها درجه برسد٬ منتها هرچه دما بيشتر باشد٬ مدت عمر اين سياهچاله ها٬ كوتاه تر است.

اين سياهچاله ها٬ يك ميليارديم ثانيه بيشتر دوام پيدا نمى كنند و اين اتفاقى است كه دائما بالاى سر ما مى افتد. ذره هاى كيهانى كه از فضا مى آيند٬ با سرعت هاى نزديك به سرعت نور٬ به سرعت به لايه هاى بالاى جو زمين برخورد مى كنند٬ به اتم ها و مولكول ها، و همين پديده را در آنجا بوجود مى آورند و يكى از اهداف اين است كه مشاهده كنند آن پديده در جو٬ به چه ترتيب صورت مى گيرد.

متاسفانه سر و صداهايى كه گفتيد٬ از طرف مراجع صلاحيت دار نبوده و خطرى وجود ندارد و خطر آن به اندازه برخوردهاى پرتوهاى كيهانى٬ در لايه هاى بالاى جو٬ با مولكول ها و اتم هاى جو زمين است. هيچ فيزيكدان صلاحيت دارى را پيدا نمى كنيد كه باعث اين سر و صداها شود.

فكر مى كنيد از طريق چنين تجربياتى و پژوهش هايى روزى بشريت بتواند راز آفرينش را كشف كند؟

ما هميشه مرزها را به عقب مى رانيم٬ يعنى روزى نخواهد رسيد كه همه چيز را بدانيم. منتها٬ اين روندى است رو به جلو و پانزده سال ديگر مى توانيم به انرژى هاى بسيار بالاتر برسيم و در آن زمان مى توانيم مطالعه كنيم كه آيا٬ آن چيزى را كه نگره ها و تئورى ها پيش بينى كرده اند٬ درست است يا خير؟

قدرت مغناطيسى و درجه حرارتى كه از آزمايش روز چهارشنبه ايجاد مى شود٬ با درجه حرارت مركز زمين٬ چه رابطه اى دارد؟ بيشتر است؟

بسيار بيشتر است و حتى ميلياردها بار. از يك ثانيه و يك لحظه هم٬ كم تر دوام پيدا مى كند. اين دما بسيار زياد است و فيزيكدان هايى كه اين كار را كرده اند كليه پيش بينى ها را نيز كرده اند و همان طور كه گفتم٬ در تونلى انجام مى گيرد كه صد متر زير زمين است و اطراف اين تونل٬ انواع و اقسام پيش بينى هاى لازم براى حفاظت٬ انجام شده است.

كوچك ترين نگرانى وجود ندارد و مى توانم بگويم كه شب خيلى راحت استراحت کنید٬ بى نگرانى!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  |