|
اولین و مهمترین خاصیت نظریه مدرنیته به تایید و تصریح اکثر منتقدان ایجاد شفافیت بیشتر و از میان برداشتن ابهام در مناسبات گذشته است (البته بدون در نظر گرفتن این موضوع که در واقع تا چه حد به این موضوع نزدیک میشود) و درست در همین نکته است که اولین تعارضات با محیط فرهنگی در جهان سوم آغاز میشود. به خصوص در کشورهایی که دارای سابقه تاریخی و هویت فرهنگی ریشهدار و طولانی در منطقه خود یا در جهان میباشند این آسیب شدیدتر خود را نمایش میدهد، از آنجایی که اکثر فرهنگ های باسابقه در کشورهای جهان سوم هنوز قسمت اعظم خصوصیات پیچیده و رازآلود مناسبات درونی خود را حفظ کردهاند به شدت در مقابل این شفاف سازی که به وسیله عقل انسانی با تعریف غربیش صورت میگیرد از خود مقاومت نشان میدهند و در مقابل این ماجراجویی به زعم این فرهنگها عقل خرد ( کوچک) انسان کاملا در موضع دفاعی قرار میگیرند.
معمولا این پدیده در بین برخی از روشنفکران جهان سومی به صورت بازگشت سرسختانه به سنت های فرهنگی و ... ظاهر میشود. علت عمده این قضیه را باید در دیدگاههای فرهنگی- تاریخی در این کشورها دانست که در اکثر اوقات ایجاد شفافیت و حل و گشایش مسایل اساسی انسانی را نه بر عهده خود انسان که از جانب عقلی برتر (با اتصال به نیرویی ماورایی) میداند و به همین دلیل در مقابل چون و چرای عقل ابزاری از خود عکس العمل منفی نشان میدهد و بدین صورت مقدار زیادی انرژی که میتواند صرف حرکتهای مثبت در هر یک از حوزههای گفته شده شود صرف ترمیم یا تشدید چنین آسیبی خواهد شد و در نهایت به هدر خواهد رفت.
تجربه یک قرن گذشته نشان داده است هر زمان که در یک حوزهی فرهنگی (کشور) تکلیف در بارهی پذیرش یا عدم پذیرش یا حتی جذب و دفع برخی از بخشهای پروژه مدرنیته کاملا روشن بوده است نتایج مثبت این تصمیمات در مدت کوتاهی در تمام جهات خود را ظاهر کرده است و بر عکس در جاهایی که این وضعیت مشخص نبوده بیشترین نیرو صرف تثبیت وضعیت شده است. از دیگر خصوصیات تمدن مدرن نوزایی و اصالت دادن به آن است (که به خصوص در حوزه هنرها و فعالیتهای فکری نمود بیشتری دارد) این نگرش نیز در اکثر اوقات در تضاد با نگرش فلسفی مستقر در جهان سوم قرار میگیرد. آروین صداقت کیش ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ماه رمضان با کلام نور به نام خداوند بخشنده ی مهربان ما این قرآن عظیم الشان را درشب قدر نازل کردیم وچه تو رابه عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد شب قدر ازهزارماه بهتر وبالاتر است دراین شب فرشتگان وروح به اذن خدا بر (امام عصر) ازهرفرمان ودستور الهی نازل می گرداند این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- خرد یا خدا آلبرت اينشتين در يکی از سخنرانی های خود گفت:به هوش باشیم وازخرد.خدانسازیم به اعتقاد او خرد قدرت بسیاردارد اما ازشخصیت تهی است وی معتقد بود که خرد باید خدمت کند ونه رهبری ولی من معتقدم که خرد یعنی دانش و دانش یعنی قدرت و قدرت یعنی اراده وتوانایی. که این شاخصها همه به نسبتی برابر دریک مدار ۳۶۰ درجه قراردارند. من تعهد وتخصص را مقدم بر یکدیگر نمی دانم .دردنیای نسبی ما دانش وخرد جمعی درنهایت همان کاری را می کند که انبیا می کردند. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------رابطة شب قدر با حجت زمان وامام عصر(عج) خداوند متعال در چهارمین آیة سورة مبارکة قدر میفرماید: حضرت علی (ع) : ملت آميزه اي است از قشرهاي گوناگون، كه هر جزء آن در پيوند با جزء ديگر سامان مي يابد
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
آقای کریمی حکاک می گوید که پرسش جهانی نشدن ادبیات ایران به نيمه های قرن نوزدهم باز می گردد.«تحولات چشمگیر» در ادبیات فارسی و ضعف جهانی شدنشايد از چند دهه قبل، يعنی زمانی که «بوف کور» صادق هدايت به زبان های غربی ترجمه شد و رمان «قرنطينه» اثر فريدون هويدا مورد توجه مطبوعات روشنفکری فرانسه قرار گرفت، اين انتظار به وجود آمد که ادبيات معاصر ايران ظرفيت جهانی شدن را دارد. اما با وجود اينکه در چند دهه اخير تعدادی از آثار ايرانی کم و بيش ترجمه شده اند ولی نه تنها شعر معاصر ايران بلکه داستان نويسی ايران نيز تا کنون نتوانسته است آن طور که از سوی برخی روشنفکران ايران انتظار می رفت، توجه خوانندگان غير ايرانی را جلب کند. چرا علی رغم گذشت حدود ۸۰ سال از عمر ادبيات معاصر ايران، همچنان در قلمرو محدود اقليمی زبان فارسی باقی مانده است؟ «راديو فردا» اين پرسش را با دو کارشناس ادب معاصر ايران (دکتر احمد کريمی حکاک و دکتر سوزان باغستانی) در ميان گذاشته است. دکتر احمد کريمی حکاک، استاد زبان فارسی و پژوهشگر ادبيات معاصر ايران که در حال حاضر استاد دانشگاه های آمريکا و مدير برنامه ايران شناسی دانشگاه مريلند در نزديکی واشينگتن است. راديو فردا: آقای دکتر کريمی حکاک! سابقه اين پرسش که چرا ادبيات ما جهانی نيست به کدام دوره تاريخی ايران باز می گردد؟ احمد کريمی حکاک: اين پرسش به نيمه های قرن نوزدهم باز می گردد. يعنی زمانی که ايران به برقراری روابط مشخص و مستمر با کشورهای اروپايی اقدام کرد و در ميراث های ادبی فرهنگ ايرانی از يک طرف و فرهنگ اروپايی از طرف ديگر، تفاوت هايی ديد که اين تفاوت ها به شکل فقدانی در ادبيات فارسی تشخيص داده شد. به عنوان مثال افرادی مانند آخوند زاده، ميرزا آقاخان کرمانی، ناظم الاطباء و ميرزا ملکم خان وقتی ادبيات فرانسه را می خواندند از خودشان می پرسيدند که چرا ما در ادبيات فارسی رمان و نمايشنامه نداريم؟ ژانرها و گونه هايی که در ادبيات فرانسه، انگليسی و روسی که بيش از همه با ادبيات فارسی در تماس بودند، مشاهده می شد ولی در ادبيات فارسی مشاهده نمی شد. تا پيش از اين دوران، چنين تماس برقرار نبود و البته اين پرسش هم پيش نمی آمد.
احمد کریمی حکاک، مدير برنامه ايران شناسی دانشگاه مريلند بنابراين به عقيده شما، آغاز مشروطه را بايد سرآغاز تمايل ايرانيان و ادبيات فارسی برای شناخته شدن يا خوانده شدن از سوی جهانيان دانست؟ با آغاز مشروطه، کوشش و اهتمامی سر گرفت که ادبيات فارسی را به شکلی با ادبيات اروپايی همسو کند. منظور ما از جهانی شدن در عرصه فرهنگ ايران، به کشورهايی مانند چين و ژاپن نظری ندارد بلکه منظور اروپا و در دوران ديگری، آمريکا است. يعنی با کشورهای به اصطلاح مترقی و پيشرفته و ما جهانی شدن را به اين شکل می بينيم. از همان جا کوششی آغاز شد که ادبيات فارسی بتواند از نظر شيوه های بيانی و دستگاه بيان معانی خود، طوری باشد که اگر ترجمه می شود اروپايی ها نيز بفهمند. اگر بخواهيم اين سير تطور و حرکت رويکرد به ادبيات غرب را در ايران مرحله بندی کنيم، چند مرحله را می توان تشخيص داد؟ البته اين رويکرد در هر مرحله ای دگرديسی می يابد. مرحله اول، مرحله انتقاد به ادبيات بومی است يعنی اين که چرا ادبيات ما مانند ادبيات خارجی نيست. مرحله دوم، آغاز کوشش برای تحول در عناصر و مفردات ادب و شعر فارسی است به طوری که با ادب و شعر اروپايی هم سو شود. مرحله سوم، مرحله تقليد سيستمی است که با کارهای افرادی مانند عشقی، لاهوتی و نيما به سرانجام می رسد و در مورد ادبيات منثور، جمالزاده و هدايت را می توان پيشروان اين راه دانست. چهارمين و آخرين مرحله، پس از جنگ جهانی دوم است، به نحوی که اين همسويی کمتر به سمت ادبيات فرانسه و بيشتر به سوی ادبيات انگليسی و سپس ادبيات آمريکايی است و اينها الگوی پيشرفت ادب فارسی می شوند. اگر بخواهيم به طور مشخص سؤال کنيم که چرا ادبيات ايران بسيار کم ترجمه و خوانده شده است، علت چيست؟ در هر اثر ادبی، دو نيرو بايد موجود باشد تا دست کم توان اين را بيابد که مورد توجه جهانيان واقع شود. یک نيروی بالفعل آنی برای مصرف در جامعه بومی و مردمان معاصر، يعنی خوانندگان بلافصل، نويسنده است. در اين امر ما بد عمل نکرده ايم، يعنی آثاری که در ادبيات فارسی آفريده شده، موضوعيت خود را در تحولات اجتماعی و به ويژه سياسی به وجود آورده است. ولی در عين حال تأکيد بيش از حد روی اين نيروی بالفعل، باعث شده که ما از نيروی بالقوه جاودان جهانی که يک اثر را برای تمام جهانيان معتبر می کند باز بمانيم. يعنی آن چيزی که شاهنامه را تبديل به اثری می کند که در نهايت انسان شناسی موضوع آن است و ربطی به تاريخ يا افسانه های ايران باستان ندارد و يا مثنوی معنوی را تبديل می کند به تأملی در موقعيت انسان در زنجيره بزرگ هستی، اينها را ما امروز در ادبيات از دست داده ايم. علت چنين امری شايد اين باشد که مارکسيسم با نسخه استالينی خود وارد ايران شد و بر اين نيروی بالفعل و بلافاصله موضوعيت داشتن ادبيات تأکيد کرد و از تأملاتی در پيچيدگی های وجود انسان چشم پوشی کرد و به نوعی نسخه پيچی تبديل شد که اين راه اجتماعی خوب است و آن راه های ديگر بيراهه. ما هنوز از اين چنبره بيرون نيامده ايم و کوشش های انجام شده از نوع کوشش هايی که مثلا در «ملکوت» يا در«يکوليا» يا در آثار گلشيری می بينيم، خواننده زيادی پيدا نکرده، زيرا ذهن خواننده ايرانی متوجه اثری است که ناگهان همه معضلات اجتماع را مورد بررسی قرار دهد. نويسنده ها نيز بر اساس اين برداشت آثارشان را می آفرينند و در نتيجه از پيچيدگی های وجود انسانی که در همه اعصار معتبر است و در همه آثار می تواند بازتاب داشته باشد، غافل می شوند. شش دلیل برای جهانی نشدن ادبیات فارسی دکتر سوزان باغستانی نيز که کتاب هايی از هوشنگ گلشيری، زويا پيرزاد و ديگر نويسندگان را به سفارش ناشران آلمانی در اين چند سال به زبان آلمانی برگردانده است، اين باره حرف های شنيدنی دارد.
سوزان باغستانی، مترجم راديو فردا: خانم دکتر باغستانی! می دانيد که ادبيات ايران بسيار کم به زبان های معتبر دنيا ترجمه شده است. به عنوان مثال تعداد ترجمه آثار از زبان فارسی به آلمانی تقريبا هيچ است. چرا چنين است؟ سوزان باغستانی: در وضعيت فعلی، من شش دليل عمده را می توانم ذکر کنم که موجب عدم ترجمه ادبيات فارسی به زبان آلمانی شده است. علت اول عدم اهتمام دولت جمهوری اسلامی ايران، نسبت به ترويج و توسعه زبان و ادبيات فارسی در جهان است. دليل دوم عدم وجود مؤسسات ويژه معرفی ادبيات فارسی مانند انستيتو گوته در آلمان است. نکته سوم عدم وجود اديتورهای فارسی زبان در آلمان و کشورهای آلمانی زبان مانند اتريش و سوييس است. بايد دانست که سيستم نشر در آلمان متفاوت است، اينجا ناشران تصميم گيرنده هستند و مانند ايران نيست که مترجمين پيشنهاد بدهند. دليل چهارم عدم رعايت حقوق کپی رايت در ايران است زيرا جمهوری اسلامی هنوز قرارداد کپی رايت را امضا نکرده است. علت پنجم، معرفی ناقص و محدود آثار ادبيات فارسی توسط ناشران ايرانی است. البته خانم لاهيجی، دو سال پيش در نمايشگاه کتاب فرانکفورت کار جالبی انجام داد و برای اولين بار يک سی دی از تازه های کتاب به زبان انگليسی ارائه داد ولی اين کار به چند ناشر محدود بوده و کافی نيست. و دليل آخر، عدم وجود مبلغان حرفه ای و بنگاه های ادبيات فارسی است. اين شش نکته موجب شده است که ناشران آلمانی زبان در مورد ادبيات معاصر فارسی دچار توهم شوند و اين ادبيات را به مثابه ادامه داستان های «هزار و يک شب» برداشت کنند يا از اين موضوع واهمه داشته باشند که مبادا رمان ها و داستان های فارسی، مبلغ اسلام گرايی و ضديت با غرب باشند. برخی منتقدين معتقدند که ادبيات ايران نتوانسته آثاری بيافريند که خوانندگان ديگر جهان را قانع کند که با اثر مهمی روبرو هستند. شما به عنوان يک مترجم آثار فارسی به آلمانی، نظرتان در مورد اين ديدگاه چيست؟ اين ديدگاه تا حدودی صادق است. اما به نظر من در اين ۱۵-۱۰ سال اخير تحولات چشمگيری در ادبيات فارسی رخ داده است به طوری که می توان گفت اين ادبيات در حال جهانی شدن است. چند صدايی، تنوع موضوعات و سبک های جديد و مدرن تر در رمان ها و داستان های جديد جلب توجه می کند. از اين لحاظ من خوشبينم که اين ادبيات، استعداد ترجمه شدن به زبان های خارجی را دارد. منظور شما از تحولات رخ داده، تحول در ساختار و فرم های ادبی در تجربه های رمان نويسی و داستان نويسی است يا در انتخاب مضامين؟ می توان گفت در هر دو، ولی اين نکته بيشتر در مضامين آثار وجود دارد. آيا می توانيد به طور مشخص نام ببريد؟ کتاب هايی که شخصا از آنها بسيار خوشم آمد «آداب بی قراری» از یعقوب یادعلی که مرا به ياد کتاب های پل آستر می اندازد، کتاب های احمد محمود که البته به آلمانی ترجمه شده و کارهای خانم پارسی پور و رضا قاسمی است. منبع : رادیوفردا
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
يک گروه از دانشمندان اروپائی امروز، چهارشنبه، آزمايشی بلندپروازانه را شروع کرده اند که به گفته آنان می تواند به پرسش های راجع به آغاز کائنات پاسخ بدهد. دانشمندان نخستين ذرات کوچکتر از اتم ، موسوم به پروتون را، با يک ماشين عظيم اتم شکن ده ميليارد دلاری، به يک تونل مدور زير زمينی بيست و هفت کيلومتری در نزديکی ژنو پرتاب کردند، که خود بخشی از ماشين اتم شکن است. اين ماشين هنگامی که با تمام قدرت کار کند قادر است ذرات پرتون را با سرعت نور و در محيطی مشابه فضا ازدو جهت مخالف و معکوس پرتاب کند. دانشنمدان انتظار دارند برخورد پرتون ها به ايجاد حرارتی بی نهايت شديد و توام با انرژی در نقطه ای بسيار کوچک منجر شود. مسئولان اين پروژه در سازمان اروپائی تحقيقات اتمی ميگويند ماشين اتم شکن می تواند همان شرايطی را که سر آغاز ايجاد کائنات بود، و به فرضيه انفجار بزرگ يا بيگ بنگ شهرت دارد، بوجود بياورد. مسئولان پروژه همچنين ميگويند ماشين اتم شکن می تواند به تحقيق درباره بزرگترين سر ناشناخته در کائنات، موسوم به عنصر تاريک منجر شود، که تشکيل دهنده هشتاد درصد کائنات است. بعضی از دانشمندان اروپائی و آمريکائی برای متوقف ساختن آزمايش به دادگاهها شکايت کرده اند. اين گروه از دانشمندان ميگويند آزمايش می تواند به ايجاد سياه چال های ميکروسکوپی فضائی با قدرت جاذبه ای عظيم منجر شود، که قادر خواهند بود کره زمين را ببلعند. اما مسئولان پروژه و بعضی ديگر از دانشمندان سرشناس اين نگرانی را مسخره توصيف کرده اند. به گفته آنان کره زمين همواره در معرض اشعه های کيهانی و برخوردهائی مشابه با آزمايش اخير است. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آزمایش «انفجار بزرگ» چگونه انجام می شود؟ روز چهارشنبه دانشمندان فيزيك با استفاده از ماشين عظيمى، دست به يك آزمايش شگفت انگيز خواهند زد. اين آزمايش كه براى شتاب دادن به ذره هاى باردار اتم انجام مى شود، سياهچاله اى مصنوعى بوجود مى آورد تا در لحظه كوتاهى، انفجار بزرگ را كه آغاز شكل گرفتن كائنات است، به نمايش بگذارد. اما اين امر نگرانى هاى بسيارى را در جهان بوجود آورده و برخى آن را تهديدى براى هستى مى دانند. راديو فردا در گفت و گو با محمد حيدرى ملايرى، اختر فيزيكدان ايرانى مقيم پاريس، نظر وى را در باره ويژگى هاى اين آزمايش جويا شده است. راديو فردا: آقاى ملايرى چه مراحلى طى شد تا چنين آزمايشى در روز چهارشنبه به مرحله عمل برسد؟ محمد حيدرى ملايرى: اين (ماشين عظيم) از طرف سازمان اروپايى براى پژوهش هسته اى «سرن» ساخته شده است. پانزده سال طول كشيده٬ صدها فيزيكدان و هزاران مهندس سعى كردند اين را به وجود بياورند. (این ماشین) يك شتابگر است٬ يعنى به ذره هاى باردار شتاب مى دهد. چيزى كه ساخته شده٬ تونلى است در صد مترى زير زمين در مرز فرانسه و سويس. پيرامون اين تونل بيست و هفت كيلومتر و قطر آن سه متر و هشتاد سانتيمتر است. اين تونل را به دماى صفر مطلق رسانده اند٬ يعنى منفى ۲۷۱ درجه٬ حالا به چه علت و چگونه؟ پشت اين تونل٬ ۱۶۰۰ آهن ربا قرار داده اند٬ به خاطر اين كه بتوانند بدين وسيله ميدان مغناطيسى بوجود آورند و به پروتون ها سرعت دهند٬ سرعتى نزديك به سرعت نور. براى گرديدن در اين تونل٬ يك پروتون نود ميليونيم ثانيه وقت مى خواهد و در واقع هر ثانيه٬ يازده هزار بار دور اين تونل مى تواند حركت كند و هزينه اين در حدود پنج ميليارد يورو شده است٬ از طرف كشورهاى اروپایی. حالا اين براى چيست؟ براى اين كه حالت هاى ماده و انرژى را در انرژى هاى بسيار زياد مطالعه كنند. انرژى هايى كه تاكنون ما فيزيكدان ها به آن دسترسى نداشتيم و به چند سئوال بنيادين فيزيك پاسخ دهند. يكى از اين سئوال ها اين است كه چرا ذره هاى بنيادين مانند الكترون و پروتون جرم دارند؟ چرا ماده جرم دارد؟ يكى از نگره هاى فيزيك هسته اى مى گويد كه اين مسئله٬ بدین علت است كه ذره هايى وجود دارند به نام «بوسون فيكس»٬ به نام شخصى كه اين را پيشنهاد كرده. و اين بوسون ها٬ اين ذره ها هستند كه اين جرم را بوجود مى آورند. آيا اين ذره ها وجود دارند يا خير؟ نكته ديگر اينكه٬ چرا نيروى گرانشى نسبت به نيروهاى ديگر تا اين اندازه ضعيف است؟ آيا فضا فقط همين سه بعد را دارد يا در انرژى هاى بسيار زياد بعدهاى ديگرى نيز دارد؟ روز ده سپتامبر (چهارشنبه)٬ براى اولين بار پروتون ها را در اين شتابگر به حركت در مى آورند٬ غير از این آزمايش٬ آزمايشات مختلف دیگری نیز انجام می دهند و روز ۲۱ اكتبر٬ كوبش را٬ يعنى برخورد دادن پروتون ها را با هم٬ انجام مى دهند و مقصود اين است كه سياهچاله ميكروسكوپى به وجود آورند. نگرانى هايى در اين مورد بوجود آمده٬ حتى تعدادى از دانشمندان به اين موضوع اعتراض كرده اند و ترس آنها از نابودى كره زمين و نابودى هستى است. مى ترسند٬ اين سياهچاله٬ كره زمين را ببلعد٬ براى اين كه دمايى معادل يك تريليون درجه سانتيگراد ايجاد خواهد شد. سياهچاله ها سه نوع هستند. يك نوع٬ سياهچاله هاى غول پيكر كه جرم آنها ميليون ها يا ميلياردها برابر جرم خورشيد است و اينها در مركز كهكشان ها وجود دارند. در مركز كهكشان خود ما هم يكى هست. يك نوع دیگر، سياهچاله هاى ستاره اى هستند كه پس از انفجار٬ ستاره هاى پر جرم بوجود مى آورند و جرم اين ها در حدود سه يا چهار برابر جرم خورشيد است. به اين سياهچاله هايى كه مى خواهند مطالعه كنند، «سياهچاله هاى ميكروسكوپيك» مى گويند٬ يعنى اندازه آنها٬ به اندازه يك پروتون است٬ بسيار كوچك است و طبق قوانين مكانيك كوانتوم، هر چه اين سياهچاله ها كوچك تر باشند٬ دماى آنها بيشتر است و همانطور كه اشاره كرديد٬ دماى اين مى تواند به ميليون ها درجه برسد٬ منتها هرچه دما بيشتر باشد٬ مدت عمر اين سياهچاله ها٬ كوتاه تر است. اين سياهچاله ها٬ يك ميليارديم ثانيه بيشتر دوام پيدا نمى كنند و اين اتفاقى است كه دائما بالاى سر ما مى افتد. ذره هاى كيهانى كه از فضا مى آيند٬ با سرعت هاى نزديك به سرعت نور٬ به سرعت به لايه هاى بالاى جو زمين برخورد مى كنند٬ به اتم ها و مولكول ها، و همين پديده را در آنجا بوجود مى آورند و يكى از اهداف اين است كه مشاهده كنند آن پديده در جو٬ به چه ترتيب صورت مى گيرد. متاسفانه سر و صداهايى كه گفتيد٬ از طرف مراجع صلاحيت دار نبوده و خطرى وجود ندارد و خطر آن به اندازه برخوردهاى پرتوهاى كيهانى٬ در لايه هاى بالاى جو٬ با مولكول ها و اتم هاى جو زمين است. هيچ فيزيكدان صلاحيت دارى را پيدا نمى كنيد كه باعث اين سر و صداها شود. فكر مى كنيد از طريق چنين تجربياتى و پژوهش هايى روزى بشريت بتواند راز آفرينش را كشف كند؟ ما هميشه مرزها را به عقب مى رانيم٬ يعنى روزى نخواهد رسيد كه همه چيز را بدانيم. منتها٬ اين روندى است رو به جلو و پانزده سال ديگر مى توانيم به انرژى هاى بسيار بالاتر برسيم و در آن زمان مى توانيم مطالعه كنيم كه آيا٬ آن چيزى را كه نگره ها و تئورى ها پيش بينى كرده اند٬ درست است يا خير؟ قدرت مغناطيسى و درجه حرارتى كه از آزمايش روز چهارشنبه ايجاد مى شود٬ با درجه حرارت مركز زمين٬ چه رابطه اى دارد؟ بيشتر است؟ بسيار بيشتر است و حتى ميلياردها بار. از يك ثانيه و يك لحظه هم٬ كم تر دوام پيدا مى كند. اين دما بسيار زياد است و فيزيكدان هايى كه اين كار را كرده اند كليه پيش بينى ها را نيز كرده اند و همان طور كه گفتم٬ در تونلى انجام مى گيرد كه صد متر زير زمين است و اطراف اين تونل٬ انواع و اقسام پيش بينى هاى لازم براى حفاظت٬ انجام شده است. كوچك ترين نگرانى وجود ندارد و مى توانم بگويم كه شب خيلى راحت استراحت کنید٬ بى نگرانى!
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
|
|