براي معمر قذافي، رهبر ليبي تنها 6 روز زمان پس از به عهده گرفتن مسووليت جديدش به عنوان رئيس اتحاديه آفريقا زمان لازم بود تا صداي تمامي كشورهاي اين قاره را در آورد. او كه در پايان يكي از نشستهاي اخير سران اتحاديه آفريقايي در آديسآبابا، پايتخت اتيوپي با خبرنگاران سخن ميگفت، ادعا كرد : «كودتاها مادامي كه به شكلي مسالمتآميز و بدون خونريزي باشند، مشروع و قابل قبول هستند.»
قذافي كه خودش در سال 1969 ميلادي و وقتي هنوز افسر جواني بود قدرت را با كودتا در ليبي به دست گرفت، همچنين ساختار قبايلي آفريقا را مغاير با دموكراسي و راهزني دريايي در سواحل سومالي را مصداق دفاع از خود دانست. با اين حال آنچه درصدر اولويتها و اهداف قذافي در دوران مسووليتش به عنوان رئيس اتحاديه آفريقا قرار دارد احياي ايده تشكل ايالات متحده آفريقاست. رهبران حاضر در نشست بلافاصله و البته با ديدگاهي منفي به اين پيشنهاد واكنش نشان دادند.
تنها يك روز بعد از واگذاري اين مسووليت به قذافي بود كه روزنامه Natron چاپ كنيا مطلبي با عنوان «آفريقا با وجود قذافي ممكن است منفجر شود» را به مواضع رهبر ليبي اختصاص داد. روزنامه ديليميرور اوگاندا هم با تيتر «انتصاب قذافي، ميخ آخر به تابوت آفريقا» منتشر شد.
در چنين شرايطي تنها نكته اميدبخش اين بود كه رهبري اتحاديه آفريقا، سمتي چرخشي و البته نمادين است كه هيچ اختيار يا قدرت اجرايي براي كسي كه آن را به دست دارد به ارمغان نميآورد. هرچند چهره قذافي در غرب به حوادثي چون بمبگذاري در هواپيماي خطوط هوايي پانآمريكن بر فراز لاكربي و گفته رونالد ريگان، رئيسجمهور پيشين ايالاتمتحده كه از قذافي به عنوان «سگ ديوانه خاورميانه» ياد كرده بود، گره خورده و با چنين ديدگاههايي شكل گرفته اما واقعيت اين است كه رهبر مناقشهانگيز و خبرساز ليبي آن شخصيت تك بعدي و پر دردسري كه آمريكا سعي دارد ( يا بهتر است گفته شود سعي داشت) به تصوير بكشد، نيست.قذافي در سال 1969 و وقتي تنها 27 سال داشت ادريس اول، پادشاه وقت ليبي را از قدرت ساقط كرد و عاقبت سيستم «جماهيريه» يا حاكميت تودهها را بر كشور حاكم كرد كه در چارچوب آن شوراهاي محلي كه درآنها نقش رسمي براي او در نظر گرفته نشده است زمام امور را در دست گرفتند. در عالم واقعيت او كه «رهبر خدوم و راهنماي انقلاب» خوانده ميشود حرف اول و آخر را ميزد.او بيش از آن كه نظاميگرايي تندرو و با ديدگاههاي جهادي باشد ، فردي چپگرا يا گرايشات پانعربيستي بود كه به گروههاي شبهنظامي ضدغرب كمك ميكرد و اعضاي شاخه نظاميشان را آموزش ميداد. برخي از اين افراد طراحان اقدامات تروريستي چون هواپيماربايي از كار درآمدند و برخي چون چارلز تايلور ليبيايي و فري سانكو سيرالئوني عامل نسلكشي و كشتارهاي گسترده در غرب آفريقا شدند.همين اواخر بود كه قذافي درصدد احياي روابطخود با غرب برآمد. او در اولين گام به توافقي براي مختومه كردن پرونده انفجار سال 1988 بوئينگ 747 شركت هواپيمايي پانآمريكن برفراز لاكربي اسكاتلند دست يافت و 7/2 ميليارد دلار غرامت به بازماندگان قرباني اين حادثه پرداخت. گام بعدي با چشمپوشي از جاهطلبيهاي هستهاي طرابلس برداشته شد.بررسي مواضع و عملكرد قذافي طي نزديك به 4 دههاي كه قدرت را در ليبي در دست داشته است، نشان ميدهد او با هر مقياس و معياري كه سنجيده شود رهبري متفاوت از بقيه رهبران آفريقايي است. به همين دليل است كه در آفريقا و خاورميانه گروهي او را به واسطه شجاعتش در بيتوجهي به آنچه ديگران ميگويند و انجام ميدهند، ميستايند و البته بسياري هم نكوهش و مذمت ميكنند.
به هر حال بايد حرفهاي او را شنيد. هرچند ايده تشكيل ايالات متحده آفريقاي او ممكن است به دليل ضعف حاكميتها و منازعات متعددي كه هماكنون در نقاط مختلف قاره سياه در جريان است جاهطلبانه و غيرقبل اجرا به نظر آيد، اما نبايد اين نكته را فراموش كرد كه در پايان جنگ دوم جهاني كمتر كسي باور داشت كه بتوان در كمتر از ربع قرن كشورهاي متخاصم قبلي در اين قاره را به سمت همگرايي و اتحاد رهنمون ساخت.
طرح پيشنهادي قذافي متضمن ايجاد حاكميتي آفريقايي با اندك قدرت اجرايي در مرحله اول براي جايگزيني كميسيون كنوني اتحاديه آفريقا است. در اين چارچوب قرار است وزراي امور خارجه كشورهاي آفريقايي طي ماههاي آينده با تشكيل نشستي راهكارهاي حركت به سوي ساختار جديد را مورد بررسي قرار دهند.در قارهاي كه هميشه اسير تباني، فساد و جاهطلبيهاي خشونتآميز بوده ، شايد صراحت لهجه قذافي عامل گشوده شدن دريچهاي به آينده باشد. او با اظهاراتش در انتقاد از فقدان دموكراسي در آفريقا خيليها را در اين قاره رنجاند. او در توضيح دلايلش براي طرح چنين ادعايي گفت: ما در آفريقا ساختارهاي سياسي نداريم و در واقع نظامهاي اجتماعي جاي ساختارهاي سياسي واقعي را گرفتهاند. او افزود: لااقل ميتوانيم احزاب قوي داشته باشيم. سيستمي كه در آفريقا اعمال ميشود هيچ گاه توام با موفقيت نبوده است.
اين ارزيابي تا حدود زيادي قرين به صحت است، همان طور كه در استدلال قذافي در مورد مشروع بودن ربودن كشتيها در خليج عدن و در نزديكي سواحل سومالي رگههايي از حقيقت را ميتوان يافت. به گفته قذافي اين عملكرددفاع از خود است؛ چرا كه ربايندگان در واقع از كودكان سومالي حمايت كرده و غذاي مورد نياز آنان را تامين ميكنند. او تصريح كرد اين واكنشي به كشورهاي آزمند غربي است كه به سومالي يورش برده و منابع اين كشور را به شكلي غيرقانوني به يغما ميبرند.
ناوگانهاي ماهيگيري غربي و آسيايي از ديرباز با سوءاستفاده از وضعيت بيقانون سومالي به آبهاي اين كشور رفته، منابع دريايي را جارو كرده و مواد سمي خود را در اين آبها رها ميسازند. اين عملكرد خشم ماهيگيران سوماليايي كه ادعا دارند به واسطه اين اقدامات حتي از عهده سير كردن شكم خانوادههايشان برنميآيند را برانگيخته است. اين گروه ميگويند به دزدي دريايي و راهزني روي آوردهاند تا بتوانند در دنيايي كه آنها را فراموش كرده است شكم خود و خانوادههايشان را سير نگاهدارند.
قذافي با ديدگاههاي خود بار ديگر به چهرهاي خبرساز تبديل شده و اگرچه از نگاه بسياري از غربيها او تروريستي با دستهايي آلوده به خون افراد بيگناه است اما در عين حال تلاشهاي او براي بازگرداندن حيات به يكي از منفعلترين مناطق دنيا و يكي از بيثمرترين سازمانهاي منطقهاي را بايد به فال نيك گرفت.سالهاست دولت قذافي را بهعدم پاسخگويي و بيتوجهي به خواست و اراده ملت ليبي متهم ميكنند. اكنون فرصت خوبي است تا به انتظار نشست و عملكرد او را در سمت رئيس اتحاديه آفريقا نظاره كرد.
منبع: نيوزويك
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|