تبليغاتX
علی اکبری

خدایا ما را آن ده که آن به (آمین)

ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی

جناب آقای دکترجاسبی

با سلام وتبریک سال نو. از شما استاد فرزانه تقاضا دارم که (  نامه ی سرگشاده در ادامه مطلب)

 ----------------------------------------------------------------------------------------------------------- 

خسیس کسی نیست که پول ندارد کسی است که آرزو ندارد               A.a  

  -----------------------------------------------------------------------------------------------------------                     

سال نو مبارک

آغاز سال جدید خورشیدی را به مقام معظم رهبری و ملت مسلمان ایران و تمام انسان دوستان و طبیعت دوستان جهان تبریک می گویم وازخداوند متعال می خواهم تا دراین سال تمام قدرتها را هرچه بیشتر به سوی عدالتخواهی هدایت نماید .وقتی آقای میر احمدی که خودش را رابط ایران و آمریکا می داند به صورت کاملا علنی واز تلویزیون فارسی بی بی سی غرب را متهم به دخالت در حوادث قبل و بعد از انقلاب می کند و از آنها می خواهد که اجازه ! دهند تا ایران تبدیل به قدرت منطقه شود دیگر چه حرفی برای گفتن باقی می ماند . به قول معروف چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است . تنها راه حلی که به نظرم می رسد این است که خدارا دست به دعا شویم بلکه روشنفکران و دانشمندان جهان خیلی منطقی قدرتهای دنیا را توجیه کنند که زمین یک کشتی شناور در فضا ی بیکران است که نیاز به داشتن ناخدائی دانا و صدالبته اتحاد مسافرانش دارد.  انشاالله

 

        -----------------------------------------------------------------------------------------------------------                 

                                                      بسم الله الرحمن الرحيم 

 
ملت شريف و سرافراز ايران
امسال 29 اسفند سالروز ملي شدن صنعت نفت به رهبري دكتر محمد مصدق و همكاري آيت الله كاشاني مصادف است با يكصدمين سالگرد كشف نفت در ايران. نفتي كه در خرداد ماه سال 1287 در مسجد سليمان فوران كرد مي توانست منشا شكوفايي و تحول در ميهن عزيزمان واقع شود كه متاسفانه بدليل دخالت هاي بيگانگان و تحولات داخلي متاثر از كشف اين ماده حياتي براي تامين انرژي جهان صنعتي ، سرآغاز مجموعه اي از گرفتاريها براي ملت ايران و خوشبختي براي دول قدرتمند شد. وابستگي توليد، اقتصاد، بودجه دولت و حتي فرهنگ كشور به نفت به حدي رسيد كه به درستي مي توان جامعه و دولت ايران را با صفت نفتي معرفي كرد به نحوي كه با افزايش يا كاهش قيمت و توليد نفت وضعيت جامعه و دولت نيز به تناسب دچار فراز و نشيب مي شد.
اوضاع ايران طي سالهاي 1352 تا 1357 پيش از انقلاب و 4 سال اخير گواهي است بر اين مدعا كه افزايش درآمدها و تسلط دولت ها بر درآمدهاي نفتي نه تنها موجب ناديده گرفتن توان واستعداد ملي و تكيه دولت هاي ناتوان بر در آمدهاي نفتي و سرپوش گذاشتن بر ناكارآمدي شان شد ، بلكه بستري مناسب براي اتلاف سرمايه گذاري هاي دولتي، توزيع نابرابر درآمد ميان شهر وروستا، تشديد اختلاف طبقاتي ميان اقشار جامعه، افزايش فساد اداري، وابستگي و عقب ماندگي بخش هاي بومي و اصيل اقتصادي جامعه و عدم توازن ميان بخش هاي مختلف اقتصادي را فراهم كرد. علاوه بر آن، به حجيم تر شدن دولت و وابستگي مردم به دولت منجر گرديد.از اينرو مسئله نفت به يكي از دغدغه هاي مهم صاحبنظران و سياستمداران دلسوز كشور طي چهار دهه تبديل شده است . هر گاه قيمت نفت كاهش مي يافت مساله كشور كمبود درآمد هاي ارزي بود ، و هر گاه قيمت آن افزايش مي يافت ، مساله چگونگي صرف اين درآمد هاي اتفاقي مطرح مي شد . در پاسخ به اين معضل ، تاسيس قانوني صندوق ذخيره ارزي راهكار دولت و مجلس اصلاحات بود كه عليرغم محاسن بسيار آن ، در عمل به دليل نداشتن نگاهباني قدرتمند، ناموفق بود زيرا طي سالهاي اخير قريب سيصد ميليارد دلار درآمد هاي ارزي حاصل از افزايش قيمت نفت خارج از ضوابط مصوب برنامه چهارم و بودجه هاي سنواتي هزينه شد و در حال حاضر چگونگي و محل صرف اين دلارها به يكي از مهم ترين پرسش هاي بدون پاسخ در اين كشور تبديل شده است . در حقيقت اين صندوق نيازمند نگاهباني قدرتمند بود تا دستخوش بي تدبيري نگردد اما روند برداشت ها از صندوق ذخيره در چند سال گذشته نشان داد كه چنين نگاهباني وجود نداشته است .
پيش بيني همين وضعيت بود كه در انتخابات گذشته شعار توزيع درآمد هاي نفتي را در قالب طرحي مطرح كردم. متاسفانه بسياري از افراد ناآگاهانه و برخي نيز آگاهانه آن را مخدوش جلوه دادند، اگرچه واكنش مثبت جامعه به آن در گذر زمان بر همگان روشن شد به نحوي كه طي چهار سال اخير بسياري از مخالفان و منتقدين طرح مذكور، با آن همراه شدند و برخي با همدلي و حسن ظن راههاي عملي براي اجراي آن طرح ، ارايه كردند. برخي ديگر نيز كوشيدند با تغيير دادن و مخدوش كردن اصول و مباني آن طرح ، طرح تحول اقتصادي را مطرح نمايند. نقاط ضعف و انحرافي در طرح تحول بسيار زياد است كه مي توان به افزايش وابستگي مردم به دولت از طريق ورود درآمدهاي نفتي به بودجه دولت و توزيع آن ميان بخشي از مردم با اختيار و انتخاب دولت، بزرگتر شدن بيش از پيش دولت ، گسترش فساد در نظام اداري كشور، افزايش نقدينگي و به تبع آن رشد فزاينده تورم اشاره كرد. علاوه بر آن، پرداخت اين درآمدها به اقشار خاصي كه دولت حق انتخاب آنها را دارد، شائبه انتخاباتي بودن آن را مطرح مي كند. طرحي كه به نام طرح تحول اقتصادي و توزيع مستقيم يارانه ها به بخش هايي از مردم مطرح شده و در مجلس در دست بررسي است، به طور خلاصه در جهت مخالف با ايده حل مشكل نفت است واجراي آن خسارات و عوارض اساسي به دنبال خواهد داشت. اين اقدام در شكل حاضر موجب افزايش رشد جمعيت مي شود، كه طي دو دهه گذشته سياست هاي موثري براي جلوگيري از رشد آن انجام شد و با اجراي برنامه حاضر ممكن است آثار مثبت آن سياست ها زايل گردد.
موارد ذكر شده نمونه هايي از تبعات منفي توزيع بخشي از يارانه هاي دريافتي توسط دولت ميان گروه هايي از مردم است، اما همان طور كه گفته شد، طي چهار سال گذشته در جهت تعميق طرح و شعار انتخاباتي پيشين بنده نظرات و ايده هاي مفيد و تكميلي از سوي متخصصان و كارشناسان ارشد كشور بيان شد كه تيم اقتصادي حزب اعتماد ملي بطور عالمانه ابعاد مختلف آن را مورد بررسي قرار دادند كه در اين ميان طرح يكي از اقتصاددانان مطرح كشور مورد توجه واقع شد . گام برداشتن در جهت مردمي كردن اداره ؛ توليد و توزيع درآمدهاي نفتي و خارج كردن آن از بودجه دولت ، هدف اساسي اين طرح است . در گام اول اين طرح، سهام شركت هاي گاز و پخش فرآورده هاي نفتي بدون حق انتقال ، خريد و فروش مطابق قانون موجود به طور مساوي ميان همه افراد كشور از 18 سال به بالا توزيع مي گردد .در اين راستا دولت موظف است كه نفت و گاز مصرفي كشور را به قيمت توليدي آن، تحويل اين شركت دهد وشركت مذكور نفت و گاز را پالايش و در اختيار مردم قرار مي دهد و هر قيمتي كه تعيين كند طبعا به همان نسبت سود خواهد داشت و سود ناشي از آن ميان سهام داران به طور مساوي تقسيم مي شود. سهام داران نيز در بلند مدت مي توانند اعضاي هيئت مديره شركت را رأساٌ و خارج از اراده دولت انتخاب كرده و كليه منافع حاصل از نفت را در اختيار بگيرند و دولت نيز صرفا مي تواند بر اين درآمدها ماليات وضع كرده و سهم مالياتي خود را اخذ كند . اجراي چنين طرحي نه تنها هيچ يك از مشكلات مذكور در طرح تحول اقتصادي را ندارد بلكه واجد نقاط مثبت زير نيز هست .
1- خارج كردن بخشي از نفت از بودجه دولت و اتكاي حكومت به منابع مالياتي و ديگر منابع
2- ايجاد توازن ميان ملت و دولت ، افزايش استقلال ، اتكاي به نفس ميان مردم و افزايش حرمت و كرامت انساني آنان
3- كوچك كردن دولت و حذف بسياري از بخش هاي غير مرتبط و زايد با وظيفه دولت
4- سرازير شدن بخش مهمي از اين درآمدها به سوي سرمايه گذاري و بازار سرمايه
5- ايجاد بستر مناسب براي خصوصي سازي و اجراي اصل 44 قانون اساسي
6- كم تاثير بودن اجراي اين سياست در افزايش تورم و جهش قيمت ها ،زيرا از اين طريق افزايش نقدينگي عمل نخواهد شد
7- تقويت هويت و وحدت ملي از طريق دريافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان كه كمك مهمي به امنيت كشور مي كند

رويكرد من به توسعه ملي رويكردي انسان محور است اين رويكرد قدرت تجميع توأمان اهداف چشم انداز بيست ساله توسعه ملي از جمله دستيابي به رشد بالاي اقتصادي ، عدالت اجتماعي و عزت و منزلت انساني را در بر دارد . در صورت اعتماد ملت به اميد خدا و در جهت توانمند سازي و دستيابي به زندگي دلخواه و عزت و كرامت انساني همه ايرانيان اين طرح را با جديت اجرا خواهم كرد .
ترديدي ندارم كه بحث درباره اين موضوع مي تواند به فهم بهتر همه ما از اهميت نفت و نقش مخرب آن در شرايط حاضر در وضعيت اقتصادي كشور و ضرورت پيدا كردن راه حلي براي برون رفت از اين معضل تاريخي كمك كند ، اگر انتخابات اين دوره فقط همين يك دستاورد مهم را داشته باشد ، بايد آن را ارج نهاد و پيروزي بزرگي براي جامعه ايران تلقي كرد ، شايد پس از صد سال بتوانيم خود را از عوارض سوء كشف نفت نجات دهيم و چهره ديگري از اين نعمت الهي را نيز تجربه كنيم.  

متن فوق پيام کامل آقای مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي است كه دومين پيام وي خطاب به مردم نيز بشمار مي رود،

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خدا را شکر . رنگ انقلاب سبز به جائی رسید . ارائه ی چنین برنامه ای نشانه ی  اراده ی مسئولین کشور برای حل ریشه ای مشکلات است.  

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    

چهرشنبه سوری تهران در آرامش وامنیت کامل

 

 ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

میلاد

دیده به جهان گشود و خود را محمد شناخت که درود خدا بر او و خاندان پاکش . شاید در آن سالهای تنهائی و درآن کوه و غار هرگز تصور نمی کرد که روزی جهانی را دگرگون سازد دنیائی که دخترکان را زنده زنده در خاک می کردند و زنان جان به در برده را چون کالائی خرید و فروش می کردند حتی کسانی که خدا را نمی شناسند با تصور دوران جاهلیت اعتراف می کنند که محمد امین والاترین و داناترین امیر اعراب بود که توانست از قبایل پراکنده ی آنها تمدنی بزرگ ودرخشان را برآورد ومانیز که خدارا بنده ایم امروز به عظمت روح پاکش و افکار بلندش افتخار می کنیم که همواره خود را فردی عادی همانند دیگر مردم می دانست در حالیکه مقامی به بلندای هفت آسمان داشت . او به مردان و زنان عصر خویش درس آزادی و آزادگی داد وبا آنکه درواقعیت دشوار امروز عالم خاکی ما از آن آموزه ها دوریم ولی در حقیقت دعا و هدایت آن ابر مرد مقدس همچنان در زندگی ما جاری است باشد که روزی به لطف پروردگار و یاری فرزند برومندش مهدی (عج) روزگاری زمین ما آنچنان سبزو پاک شود که آن رسول نیک خدا دوست می داشت.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

 امروز اولویت جامعه ایران برنامه های اقتصادی است که در میان نامزدهای ریاست جمهوری بهتزین ها تا این لحظه آقای دکتر احمدی نژاد و آقای مهندس موسوی هستند این دوکاندیدا درحال حاضر بهترین پتانسیل را برای ایجاد تحول دراقتصاد کشور دارا می باشند اولویت مهم بعدی برنامه های فرهنگی و سیاسی است که بهترین مجریان چنین برنامه هائی آقایان دکتر قالیباف ( درصورت کاندید شدن) و آقای خاتمی می باشند و نیاز سوم کشور حضور مدیرانی است که از روشهای چانه زنی و کدخدامنشی برای پیشبرد اولویتهای ذکر شده بهره می برند مانند آقایان  آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام کروبی . به نظرم از آنجا که اکثریت مردم ترجیح می دهند که سفره هایشان رنگین شود تا آنکه در شهرشان دیسکو! باز شود آقایان احمدی نژاد و موسوی بالاترین شانس را خواهند داشت .

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 رازهای دانش

ماهواره برنامه ای علمی پخش کرد درباره ی بچه هائی که ای اچ دی ! هستند این بچه ها همواره در ...                


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

برخی معتقدند فکر مقدم است برکتاب و بعضی کتاب را در اولویت می دانند فرض را بر این قرار می دهم که انسان مورد بحث از مرحله ی غرایزگذشته وباید بین کتاب وفکر یکی را انتخاب کند برای این منظور آزمایش ساده ای کردم در آسایشگاهی کتابی را به دست انسان بی فکر و تقریبا بی شعوری قرار دادم و گفتم بخوان خندید گفتم عکسهایش را ببین کتاب را پرت کرد طرف دختر خانم مددکاری که آنجا خدمت می کرد هر سه مبهوت شدیم احتمالا دخترخانوم فکرکرد من از او خواسته ام که این کار غیر انسانی را بکند و باز احتمالا دیوانه یا شخص مجنون نما هم تصور میکرد با این کارش از شر من خلاص میشود من هم که طبق معمول فکر میکردم این قضیه به امر خیر و بادا بادا مبارک بادا ختم میشود که ناگهان با فریاد مددکار به خودم آمدم و دیدم گوش مجنون را گرفته و می گوید بی تربیت این چه کاری بود کردی . من هم که احساس آسودگی میکردم نفسی تازه کردم و گفتم ببخشیدش خانوم بچگی کرد نفهمید غلط کرد ... که دیوانه با انگشت مرا نشان داد و باز هر سه مبهوت شدیم احتمالا دیوانه می خواست با زبون بی زبونی بگه که با این کار می خواسته از دست من نجات پیدا کنه و احتمالا خانومه فکر میکرد منظور مجنون اینه که من کتاب راپرت کردم وباز طبق معمول من فکر می کردم که این خانوم میفهمه که از من بعید هست که چنین کاری کنم و باز این قضیه به امر خیر و بادا بادا مبارک بادا ختم میشه که با فریاد خانوم مددکار به خودم اومدم که می گفت این که آلبوم عکس منه ... وباز هر سه مبهوت شدیم احتمالا اصلا مجنون نمی فهمید که منظور مددکار از آلبوم چیه؟ و باز احتمالا خانوم مددکار هم قطعا میفهمید که فقط یه آدم با شعور میتونه به دیدن عکسهای آلبوم خصوصی ایشان علاقه مند بشه ومن هم دوباره طبق معمول فکر کردم که این موضوع به امر خیر و بادا بادا مبارک بادا ختم میشه که باز با فریاد مددکار به خودم اومدم که میگفت باز قرص هات یادت رفت ! بعد از این ماجرا بود که فهمیدم فکر بر کتاب ارجهیت دارد که اگر فکر نباشد کتاب به کار نمی آید ولی اگر فکرباشد هر کتابی به کار می آید حتی کتاب آلبوم عکس خانوم مددکار!

من و فکر یارهمیم      دل و دلدار همیم

بعضی روزا خیلی شاد    بعضی وقتها پرغمیم

به به آفرین ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

مرحوم علامه مجلسى‏قدس سره در بحارالانوار (ج 52، ص 159) مى‏نويسند :

رساله‏اى يافتم مشهور به داستان جزيره‏ى خضراء . . . و چون آن را در كتاب‏هاى روايى نديدم، عين آن را در فصل جداگانه‏اى آوردم .

يابنده‏ى آن متن مى‏گويد: در آن متن چنين آمده است :

من (فضل بن يحيى كوفى) در سال 699 ه . ق . در كربلا از دو نفر، داستانى شنيدم . آن ها داستان را، از زين الدين على بن فاضل مازندرانى، نقل مى‏كردند . داستان مربوط به جزيره‏ى خضرا در درياى سفيد بود . مشتاق شدم داستان را از خود على بن فاضل بشنوم . به همين دليل به حله رفتم و در خانه‏ى سيد فخرالدين، با على بن فاضل ملاقات كردم و اصل داستان را جويا شدم . او، داستان را در حضور عده‏اى از دانشمندان حله و نواحى آن چنين بازگو كرد: سال‏ها در دمشق نزد شيخ عبدالرحيم حنفى و شيخ زين الدين على مغربى اندلسى تحصيل مى‏كردم . روزى شيخ مغربى عزم سفر به مصر كرد . من و عده‏اى از شاگردان با او همراه شديم . به قاهره رسيديم . استاد مدتى در الازهر به تدريس پرداخت، تا اين‏كه نامه‏اى از اندلس آمد كه خبر از بيمارى پدر استاد مى‏داد . استاد عزم اندلس كرد . من و برخى از شاگردان با او همراه شديم . به اولين قريه اندلس كه رسيديم، من بيمار شدم . به ناچار، استاد مرا به خطيب آن قريه سپرد و خود به سفر ادامه داد . سه روز بيمار بودم، پس از آن، روزى در اطراف ده قدم مى‏زدم كه كاروانى از طرف كوه‏هاى ساحل درياى غربى وارد شدند و با خود پشم و روغن و كالاهاى ديگر داشتند . پرسيدم: از كجا مى‏آيند؟ گفتند: از دهى از سرزمين بربرها مى‏آيند كه نزديك جزاير رافضيان است . هنگامى كه نام رافضيان را شنيدم، مشتاق زيارت آنان شدم . تا محل آنان، 25 روز راه بود كه دو روز بى‏آب و آبادى و بقيه آباد بودند، حركت كردم و به سرزمين آباد رسيدم . به جزيره‏اى رسيدم با ديوارهاى بلند و برج‏هاى مستحكم كه بر ساحل دريا قرار داشت . مردم آن جزيره، شيعه بودند و اذان و نماز آن‏ها بر هيات شيعيان بود . آنان از من پذيرايى كردند . پرسيدم: غذاى شما از كجا تامين مى‏شود؟ گفتند: از جزيره‏ى خضراء در درياى سفيد كه جزاير فرزندان امام زمان (عج) است كه سالى دو مرتبه، براى ما غذا مى‏آورند . منتظر شدم تا كاروان كشتى‏ها از جزيره‏ى خضراء رسيد . فرمانده‏ى آن، پيرمردى بود كه مرا مى‏شناخت و اسم من و پدرم را نيز مى‏دانست . او مرا با خود به جزيره‏ى خضراء برد . شانزده روز كه گذشت، آب سفيدى در اطراف كشتى ديدم و علت آن را پرسيدم . شيخ گفت: اين درياى سفيد است و آن جزيره‏ى خضراء . اين آب‏هاى سفيد، اطراف جزيره را گرفته است و هرگاه كشتى دشمنان ما وارد آن شود، غرق مى‏گردد . وارد جزيره شديم . شهر داراى قلعه‏ها و برج‏هاى زياد و هفت‏حصار بود . خانه‏هاى آن از سنگ مرمر روشن بود . . . . در مسجد جزيره با سيد شمس الدين محمد كه عالم آن جزيره بود، ملاقات كردم . او مرا در مسجد جاى داد . آنان نماز جمعه مى‏خواندند (واجب مى‏دانستند .) از سيد شمس الدين پرسيدم: آيا امام حاضر است؟ گفت: نه، ولى من نايب خاص او هستم . به او گفتم: امام را ديده‏اى؟ گفت: نه، ولى پدرم، صداى او را شنيده و جدم، او را ديده است . سيد مرا به اطراف برد . در آن‏جا كوهى مرتفع بود كه قبه‏اى در آن وجود داشت و دو خادم در آن‏جا بودند . سيد گفت: من هر صبح جمعه آن‏جا مى‏روم و امام زمان را زيارت مى‏كنم و در آن‏جا ورقه‏اى مى‏يابم كه مسايل مورد نياز درآن نوشته شده است . من نيز به آن كوه رفتم و خادمان قبه از من پذيرايى كردند . . . در مورد ديدن امام زمان ( عج) از آنان پرسيدم، گفتند: غير ممكن است . درباره‏ى سيد شمس الدين از شيخ محمد (كه با او به خضراء آمدم) پرسيدم . گفت: او از فرزندان فرزندان امام است و بين او و امام، پنج واسطه است . با سيد شمس الدين، گفت وگوى بسيار كردم و قرآن را نزد او خواندم . از او درباره‏ى ارتباط آيات و اين‏كه برخى آيات، با قبل بى ارتباط هستند، پرسيدم . پاسخ داد: . . . . مسلمانان پس از رسول خدا و به دستور خلفا، قرآن را جمع‏آورى كردند . از همين رو، آياتى كه در قدح و مذمت‏خلفا بود، از آن ساقط كردند . از همين جهت، آيات را نامربوط مى‏بينى، ولى قرآن على عليه السلام كه نزد صاحب الامر (عج) است، از هر نقصى مبراست و همه چيز در آن آمده است . در جمعه‏ى دومى كه در آن جا بودم، پس از نماز، سر و صداى بسيار زيادى از بيرون مسجد شنيده شد . پرسيدم: اين صداها چيست؟ سيد پاسخ داد : فرماندهان ارتش ما هر دو جمعه‏ى ميانى ماه سوار مى‏شوند و منتظر فرج هستند . پس از اين‏كه آنان را در بيرون مسجد ديدم، سيد گفت: آيا آنان را شمارش كردى؟ گفتم: نه . گفت: آنان سيصد نفرند و سيزده نفر باقى مانده‏اند . از سيد پرسيدم : علماى ما احاديثى نقل مى‏كنند كه هر كس پس از غيبت ادعا كند مرا ديده است، دروغ مى‏گويد . حال چگونه است كه برخى از شما، او را مى‏بينيد؟ سيد گفت : درست مى‏گويى، ولى اين حديث مربوط به زمانى است كه دشمنان آن حضرت و فرعون‏هاى بنى العباس فراوان بودند، اما اكنون كه اين چنين نيست و سرزمين ما از آنان دور است، ديدار آن حضرت ممكن است . سيد شمس الدين ادعا كرد كه: تو نيز امام زمان (عج) را دو مرتبه ديده‏اى، ولى نشناخته‏اى . هم‏چنين گفت كه آن حضرت، خمس را بر شيعيان خود مباح كرده است و آن حضرت هر سال حج مى‏گذارد و پدرانش را در مدينه، عراق و طوس زيارت مى‏كند . اين خلاصه‏اى از داستان بود . البته كسانى كه خواهان اطلاع دقيق‏ترى هستند، مى‏توانند داستان را در بحارالانوار يا منابع ديگر مطالعه كنند . البته افرادی براین داستان خرده گرفته و آن را کذب می دانند ولی این هم روایتی بوده که چند دهه پیش افرادی منطقی دانسته بودند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

 

معمولا قسمتی  از زندگي روزانه شما صرف يک کار مي‌شود. فرق ميان اشتغال به شغلي که شما دنبالش بوده‌ايد و شغلي که صرفا به خاطر اجبار به آن مشغوليد، مي‌تواند همان اختلاف ميان زندگي رضايت‌بخش و کامروا يا زندگي شاق و نامطلوب باشد. موضوع کار دلخواه در برابر کار اجباري در بسياري از حوزه‌هاي زندگي شما اهميت دارد، اما بندرت با اهميت‌تر از زمينه اشتغال است. پژوهش‌ها نشان مي‌دهد که خشنودي شغلي با شادکامي کلي، بهداشت رواني و اميد زندگي طولاني‌تر ارتباط دارد. ويلنت، دريافت که کارکرد شغلي خوب با کارکرد سالم در بسياري از زمينه‌هاي زندگي ارتباط دارد.[1]

تلفيق زندگي کاري و خانوادگي
آنچه حائز اهميت است تلفيق زندگي کاري و خانوادگي است. هر روز رابطه ميان رضايت شغلي و رضايت از زندگي خانوادگي از لحاظ روندهاي جمعيت‌شناسي مهمتر مي‌شود؛ براي مثال افزايش تعداد خانم‌ها در نيروي کار(به ويژه خانم‌هاي بچه‌دار)، افزايش درصد بچه‌هاي پيش دبستاني، افزايش تعداد زوج‌هايي که دو شغل دارند و مسن‌تر شدن جمعيت کشور، فشار وارد شده براي ايجاد تعادل اثربخش ميان مسائل زندگي کاري و خانوادگي را افزايش مي‌دهد. هنگامي که زندگي شغلي و کاري افراد با هم سازگار باشد آنان شادتر و راضي‌تر خواهند بود.[2]
 
 
رابطه شخصيت متناسب با موفقيت شغلي
در اين باره کلين اظهار مي‌دارد عواملي که در انتخاب شغل دخالت دارند با عواملي که باعث موفقيت مي‌شوند، متفاوت‌اند. اين خود سؤال مهمي است که براي موفقيت در شغل خاصي، چه نوع شخصيتي مناسب است؟ چون که فرد مي‌خواهد با انتخاب شغل متناسب با شخصيت خود احساس ارزشمندي، عزت نفس، تعالي و والايش کند. اغلب اوقات به لحاظ خودخواهي‌ها، افراد مي‌خواهند ابتداء براي خود و سپس براي جامعه احساس ارزشمندي کنند. از اينرو ديده شده است که اگر کسي در شغلي احساس رضايت دروني، ارزشمندي و مفيد بودن نکند، طولي نمي‌کشد که آن شغل را رها کرده به دنبال شغل ديگري مي‌رود. به طور مثال لازمه شغل معلمي يا پرستاري داشتن حوصله فراوان است. حال اگر شخصي از اين صفت برخوردار نباشد، مسلما نمي‌تواند معلم يا پرستار موفقي شود.[3]
  طبق نظریه انطباق شخصیت ـ شغل هالند، هماهنگی یا انطباق مناسب بین شخصیت فرد و شغل به رضایت شغلی می‌انجامد. هالند یک پرسش‌نامه بررسی خودگردان ساخته است که بر اساس شش سنخ شخصیتی که با طبقه‌های ویژه‌ای از مشاغل مرتبط هستند، به هر فرد نمره می‌دهد. منطق او این است که از طریق انطباق سنخ‌های شخصیتی با مشاغل همخوان و مناسب، افراد علایق و توانایی‌های درستی را متناسب با مقتضیات شغل پرورش می‌دهند. این امر انطباق موفقیت در شغل را تضمین می‌کند و موفقیت نیز سطح بالاتری از رضایت شغلی را ایجاد می‌کند(افراد به کارهایی علاقمند هستند که در آن خوب عمل می‌کنند). به طور کلی بررسی‌ها از نظریه هالند حمایت می‌کنند.[4]
 
 
عوامل مؤثر در رضایت شغلی
برای این که شخص کارش را خوب انجام دهد، موفق شود و از کارش لذت ببرد باید رضایت شغلی پیدا کند. پس باید دید در چه صورت رضایت شغلی به دست می‌آید.
  مردم علاوه بر احتیاج‌های فیزیولوژیک، دارای یک عده نیازهای اجتماعی نیز هستند که ارضای آن‌ها گاهی به اندازه ارضای احتیاجات فیزیولوژیک اهمیت دارد. سازگاری شغلی در صورتی ممکن خواهد بود که این نیازهای اجتماعی نیز ارضاء شوند و آن‌ها عبارتند از:
1.  پول: هر کارگر یا کارمند باید در مقابل کاری که انجام می‌دهد دستمزد بگیرد و میزان آن باید در حدودی باشد که هر کس آن کار را انجام بدهد می‌گیرد. ولی هرگز نباید این پول، شخصیت او را پایین بیاورد زیرا پول در عین حال که از عوامل اساسی زندگی به شمار می‌رود اما شخصیت کارمند مهم‌تر و با ارزش‌تر از پولی است که به او پرداخت می‌شود.
2.  امنیت: امنیت شغلی یعنی این که شخص بداند کاری را که در دست دارد سال‌ها ادامه خواهد داد. همچنین کارکنان نیازمندند که کار سالم انجام بدهند. امنیت شغلی، گاهی از عامل پول هم مهم‌تر است زیرا شخص علاقمند است کارش دایمی باشد هر چند مزدی که می‌گیرد چندان زیاد نیست. همین احتیاج به امنیت شغلی است که بعضی از مردم را به سوی کارهای دولتی و دست کشیدن از کار آزاد وادار می‌کند.
3.  شرایط مساعد کار: مردم دوست دارند در یک محیط تمیز و آراسته کار کنند. هر قدر محیط کار جالب و خوشایند باشد، بازده کار بیشتر خواهد شد.
4.  فرصت پیشرفت: عامل مؤثر دیگر در رضایت شغلی این است که هر کارمند یا کارگر اطمینان داشته باشد که فرصت پیشرفت همیشه برایش وجود دارد و او می‌تواند با ایجاد شرایط لازم و روشن در خود از قبیل مهارت بیشتر و ... به درجات بالا ارتقاء یابد و از حقوق و پاداش زیاد بهره‌مند باشد.
5.  روابط شخصی: مردم علاقمندند با افرادی کار کنند که میان ایشان محبت متقابل حکمفرماست. هر کارگر یا کارمند علاقمند است که همکارانش دوستان مهربان او باشند و نیز مورد محبت مدیرش قرار بگیرد و همواره نظر او را درباره خودش بداند. همچنین، مدیر به پیشرفت کارمند یا کارگرش توجه کند و حتی این توجه خود را به او بگوید.
6.  هماهنگی با استعداد شخص: شخص وقتی از کارش لذت خواهد برد و راضی خواهد شد که با استعدادهای بدنی و عقلی وی متناسب باشد. در صورتی که کار از لحاظ استعداد ذهنی لازم در حد افراد عادی باشد، اگر شخص  هوشمند  یا تیزهوش  را به آن کار بگمارند به زودی احساس ملالت و خستگی و سرانجام نفرت خواهد کرد و شخصی که از لحاظ سطح هوش در درجات پایین است نیز نخواهد توانست از عهده آن کار برآید و از رضایت شغلی لازم محروم خواهد شد.
7.  هماهنگی با رغبت: فرد از انجام کاری که دوست دارد لذت می‌برد و موفقیت بیشتری به دست می‌آورد. البته ممکن است شخص ابتدا کاری را که مورد علاقه‌اش نیست به ناچار به عهده بگیرد ولی به تدریج در اثر کسب مهارت و احساس موفقیت، احتمال زیاد هست که نسبت به آن شغل رغبت پیدا کند.
8.  مهارت: مهارت در یک حرفه نیز در تأمین رضایت شغلی بسیار مؤثر است وقتی کارمندان به مرور زمان با فنون و روش‌های خاص شغلشان آشنا شوند بیشتر احساس رضایت می کنند..
9.  خستگی: همه مردم مدتی بعد از انجام کار احساس خستگی می‌کنند و این خستگی بر بازده شخص اثر می‌گذارد از اینرو باید در هر کار مساله خستگی و تأثیر آن را در شخص و کارش در نظر گرفت. علاوه بر این‌ها شرایط و خصایص محیطی کار و وسایل آن نیز در فردی که آن کار را انجام می‌دهد مؤثرند. مثلا روشنایی زیاد یا ضعف نور باعث خستگی شخص می‌شود. اتاق یا ساختمان کثیف نیز نفرت کارمند را برمی‌انگیزد و بازده کارش را کاهش می‌دهد. سر و صدا نیز به خصوص برای کارهای فکری مضرند و علاوه بر افزایش خستگی اثر بسیار نامطلوبی در فعالیت‌های ذهنی و بازده آن‌ها می‌گذارند.[5]
 
 
افزایش رضایت شغلی
کارفرمایان به خاطر ارتباط خشنودی شغلی با تغییر شغل، غیبت از کار و کندی کار به این موضوع علاقمند هستند. غنی‌سازی شغلی(یا گسترش شغلی)، مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها، و زمان کاری شناور از جمله رویکردهایی هستند که برای این معضل به کار می‌روند.
 
غنی‌سازی شغلی
اصطلاح غنی‌سازی شغلی به کوشش‌هایی اطلاق می‌شود که برای جالب و چالش‌انگیزتر کردن مشاغل به کار می‌روند. با استفاده از پیچیده‌تر کردن شغل، اعطای مسئولیت بیشتر در قبال محصول و ترکیب عناصر شغلی که قبلا توسط افراد مجزا انجام می‌شد و اینک در قالب یک کل صورت می‌گیرد، می‌توان به این هدف دست یافت. به عنوان مثال، شرکت خودروسازی ولوو گروهی از کارگران را که قطعات نهایی را سوار می‌کنند، در اختیار دارد و رویکرد سنتی خط تولید را که در آن هر کارگر بر روی قطعه خاصی کار می‌کند کمتر بکار می‌گیرد. بررسی‌های اولیه در مورد غنی‌سازی شغلی به گونه‌ای مهیج حکایت از توفیق فراوان این رویکرد داشت، اما در پژوهش‌هایی که دقیق‌تر انجام شده بود، معلوم شد ادعاهای اولیه راجع به آن بسیار گزافه‌آمیز بوده است. گاه، کارگران از مشاغل غنی‌شده احساس ناراحتی می‌کنند؛ علاوه بر این، تغییر شغل نیز می‌تواند به اندازه غنی‌سازی شغلی موجب بهبود عملکرد شود.
 
 
مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها
اجازه دادن‌(و گاه ترغیب) کارکنان به دخالت در تصمیم‌هایی که شرکت یا سازمان مربوطه اتخاذ می‌کند، مشارکت در تصمیم‌گیری نام دارد. در اینجا هنوز هم حرف آخر را مدیران می‌زنند، اما کارکنان تشویق می‌شوند نظر خود را در ابتدای فرایند تصمیم‌گیری بیان کنند. چنین به نظر می‌رسد که این رویکرد خشنودی شغلی را افزایش می‌دهد.
 
 
زمان کاری شناور
شرکت‌ها با استفاده از زمان کاری شناور به کارکنان خود این اجازه را می‌دهند که برنامه کاری خود را در عین انطباق با نیازهای آن شرکت به دست خود وضع کنند. هنگامی که تمامی کارکنان در یک نوبت یکسان کار می‌کنند؛ نتیجه آن، راه بندان، رستوران‌های شلوغ و دشواری در برآورده ساختن نیازهای شخصی مثل مراجعه به بانک یا قرارهای پزشکی خواهد بود. با استفاده از زمان کاری شناور، این مشکلات به حداقل ممکن می‌رسند و کارکنان احساس می‌کنند که اختیار زندگی آن‌ها بیشتر در دست خودشان است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که ساعات کاری شناور موجب تقلیل علایم غیرمستقیم ناخشنودی شغلی، یعنی کندی در کار، غیبت از کار، و تغییر شغل می‌شود.
طبیعی است که پارامترهای فوق نسبی هستند ودریک جمله باید گفت:درس معلم ار بود زمزمه محبّتی/ جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را .
 
[1] ساپینگتون، اندرو؛ بهداشت روانی، حمیدرضا حسین شاهی برواتی، تهران، نشر روان، 1379، چاپ اول، ص 206.
[2] رضائیان، علی؛ مدیریت رفتار سازمانی، تهران، سمت، 1380، چاپ دوم، ص 27.
[3] به‌پژوه، احمد؛ چه کسی، با چه نوع شخصیتی، کدام شغل را انتخاب می‌کند؟، تهران، سازمان انجمن اولیاء و مربیان، 1377، چاپ سوم، ص 24.
[4] هافمن، کارل و دیگران؛ روان‌شناسی عمومی(از نظریه تا کاربرد)، سیامک نقش‌بندی و دیگران، تهران، ارسباران، 1379، چاپ اول، ج 2، ص 353.
[5] شعاری‌نژاد، علی‌اکبر؛ روان‌شناسی عمومی، تهران، توس، 1370، چاپ چهارم، ص 756 و 755.
باسپاس از طيبه خلج
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آغاز ولایت امام مهدی (عج) مبارک باد
 
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
                                                       امام حسن عسگری (ع)
امام حسن عسكري (ع) به وضوح مي ديد كه اراده الهي براي ايجاد دولت الله بر روي زمين و در برگرفتن همه جهان انسانيت و گرفتن دست مستضعفان در زمين، بر اين تعلق گرفته است كه فرزندش غيبت كند تا خوف آنان به امنيت خاطر تبديل گردد و خداي را عبادت كنند و هيچ چيز را شريك او نگيرند.

ـ فعاليت امام حسن عسكري (ع) و برنامه ريزي او در تحقق بخشيدن هدف مزبور به دو كار مقدماتي نياز داشت:

1-  مخفي كردن مهدي (عج) از چشم مردن و نشان دادن وي فقط به بعضي از خواص.

2-  آنكه به هر ترتيب، فكر غيبت را در اذهان و افكار رسوخ دهد و به مردم بفهماند كه اين مسئوليت  اسلامي را بايد تحمل كنند و مردم را به اين انديشه و متفرعات آن عادت دهند....

بيانيه امام حسن عسكري (ع) سه شكل داشت:

الف) ...... بيانيه هاي كلي و عمومي درباره صفات مهدي (ع) از قبيل: «وقتي قيام كند، در ميان مردم با علم خود داوري خواهد كرد مانند داوري داود كه از بينه و دليل پرسشي نمي كرد».

ب‌) توجيه و نقد سياسي در مورد اوضاع موجود، و مقرون كردن آن به انديشه وجود مهدي (ع) و ضرورت ايجاد دگرگونيها از سوي او و از اين قبيل است: «وقتي قائم خروج كند به ويران كردن منابر و جايگاههاي خصوصي در مساجد فرمان خواهد داد اين جايگاهها به منظور امنيت و محافظت خليفه از تعدي، و براي افزودن هيبت او در دل ديگران بنا شده است.»

ج‌) اعلاميه هاي كلي براي پايگاهها و اصحابش كه در آن، ابعاد انديشه غيبت براي آنان و ضرورت آمادگي و عمل به آن از ناحيه رواني و اجتماعي توضيح داده شده بود، تا غيبت امام (ع) و جدايي او را از آنان بپذيرند. امام به ابن بابويه نامه اي نوشت و در آن فرمود: «بر تو باد بردباري و انتظار گشايش، پیامبر اکرم (ص) فرمود: برترين عمل امت من انتظار كشيدن گشايش است و شيعه ما پيوسته در اندوه است تا فرزندم ظهوركند........»

3-  راه ديگري كه امام براي آمادگي غيبت در اذهان مردم انجام داد پنهان نمودن خود و برقراري رابطه با دوستان و طرفداران ازطريق مكاتبه و مراسله بوده است. همچنين نظام و روش وكالتي و وساطتي كه امام حسن عسكري (ع) با پايگاههاي مردمي خود برگزيد، روشي ديگر از روشهاي بود كه براي فهماندن مسئله غيبت آماده شده بود............

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  | 

 

طنزسیاسی ! شوخی با جام جم

 

اگر ازسمت راست به موضوعی نگاه کنید آن را چپ می بینید و اگر از از چپ بنگرید آن را راست خواهید دید واین داستان ! را نه ضدونقیض ! که تفاوت دیدگاه! می نامیم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط Ali  |