|
(تغییر واحد پول ملی ایران) هنگامی که وارد رشته ی حسابداری شدم اولین مشکلی که به نظرم آمد فراوانی ارقام و صفرها ی ریال در محاسبات مالی بود که با مطالعه ی بیش از 50 کشوری که واحد پول خود را تغییر داده یا از صفرهایشان کاسته اند پی به احساس مشترک تمامی حسابداران جهان می بریم اما این یک روی سکه است و روی دیگر آن است که اکثر کشورهای مستقل از پول های جدید برای مبارزه با آثار شدید روانی تورم درجامعه هایشان استفاده می کنند به عنوان مثال برخی از مردم نگاه داری دلار و یورو رابه ریال ترجیح می دهند و در معاملات خارجی اصلا محاسبات داخلی شان را بر مبنای ارز خارجی انجام می دهندکه در ظاهر کاملا منطقی است حتی اروپا نیز وقتی پول واحد انتخاب کرد سعیش براین بود که از دلار قویتر باشد لذا اینجانب درسال 78-79 در دانشکده ی حسابداری طرح پول نیرومند را مطرح کردم که به شرح زیر است.
حذف چهار صفر از پول بر مبنای یک واحد در برابر ده هزار ریال تغییر نام واحد پول از ریال به تومان تقسیم تومان به صد واحد ریال در طرح پول نیرومند هر یک تومان تقریبا برابر با یک دلار آمریکا می باشد و برای کاربرد آسان پول هر تومان معادل صد ریال قرار می گیرد این در حالیست که این تحول مالی در کنار بهره مندی مردم از کارت های بانکی و پول الکترونیک بسیار آسانتر از سالهای گذشته خواهد بود ضرب سکه 1 ریالی معادل 100 ریال کنونی 2 ریالی معادل 200 ریال کنونی 5 ریالی معادل 500 ریال کنونی 10 ریالی معادل 1000 ریال کنونی 20 ریالی معادل 2000 ریال کنونی چاپ اسکناس 1 تومانی معادل 10000 ریال کنونی 2 تومانی معادل 20000 ریال کنونی 5 تومانی معادل 50000 ریال کنونی 10 تومانی معادل 100000 ریال کنونی چاپ چک پول و رواج پول الکترونیک
طبیعی است که در طرح فوق علاوه برآسان شدن فرایندهای مالی وکاهش خطا در محاسبات پولی اعتماد به نفس و اطمینان مردم نیز نسبت به پول ملی افزایش خواهد یافت و ضمن پاک شدن آثار تورمی گذشته با حذف 4 صفر.پول ملی برای مدت طولانی تری نسبت به تورم های حتی افسارگسیخته می تواند در برابر ارزهای خارجی معتبروخوشنام باشد. البته برخی از کارشناسان به حذف سه صفر اعتقاد دارند ولی من پول نیرومند را ترجیح می دهم.صلاح مملکت خویش خسروان دانند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
بارها در صدا و سیما دیده و شنیده ایم که با وجود احزاب و رسانه ها و از همه مهمتر حداکثر قوانین آزاد درغرب بازهم جماعتی از سرمایه داران بزرگ مالک همه چیز در غرب هستند و بارها کارشناسان امنیت ملی کشورمان ازانجمن های فوق سری در آمریکا و غرب سخن به میان آورده اند سازمانهائی که نخست وزیران و مقامهای پنجاه سال آینده را هم از حالا مشخص می کنند افراد آنها در هر مکانی حضور و نفوذ دارند بدون اینکه حتی خانواده های خودشان بفهمند وتا کنون چند فیلم سینمائی و مستند در خود ایالات متحده در این باره ساخته شده . حتی اگر به خاطر آورید برخی مسئولین حادثه ی 11 سپتامبر را نیز از این زاویه بررسی می کردند به هر روی تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها ! بالاخره مسئولین کشور پس از سی سال رویاروئی با سرویسهای اطلاعتی و عملیاتی غرب کارکشته شده اند و حتما چیزی می دانند که می گویند اما همانطور که قبلا در مقاله ی ظهور اثبات کردم کنترل زندگی مردم از رعیت تا خرده سرمایه دار حتی سرمایه داران بزرگ غریبه و سازمانها و ادارات مختص ایالات متحده نمی باشد و فرمولی است جهانی که به لطف مدرنیته به تمام دنیا قابل تعمیم است .چند وقت پیش یکی از مخالفین جمهوری اسلامی به نام آقای فاضلی به دیار باقی رفت وی در آخرین برنامه اش به شدت تلاش می کرد که بگوید همه ی سیاسیون از غرب تا شرق پدرسوخته و نامردند حتی مرحوم بازرگان را هم ناسزا گفت خوب مشکل چنین آدمی به دو روش قابل حل است یا باید همه ی آدم بدها نابود شوند یا خودش که البته دیدید مشکل چگونه حل شد آنقدر حرص خورد تا ... البته به نظر من چنین اظهاراتی با این شکل نشان دهنده ی اوج افسردگی و نامتعادل شدن روان ایشان بوده است حتی شنیده ام که به مقدسات هم ناروا می گفته ! ولی فرق کسی مثل من با ایشان در این است که اولا من برای انقلابی که پدرم به عنوان یک فرد و البته اکثریت مردم ایران درآن شرکت داشتند. احترام قائلم ثانیا همیشه گفته ام که همه ی آدمها خوبند و آنچه بد است محدودیت است که اتفاقا همیشه گریبان روشنفکر جماعت! را می گیرد ما باید برای حل مشکلات جهان پیرامونمان محدودیتها را رفع کنیم مثل برداشتن دیوار برلین.در این راستا و در سالیان گذشته تاکنون ده ها طرح(ایده) بزرگ و کوچک را مطرح کرده ام که چون کانالهای سیاسی و قانونگذار به دلیل... همکاری! نکرده اند راه به جائی نبرده اند ولی با اطمینان می گویم و می بینم روزی را که ناجی ظهور می کند وبا مدیریت آسمانی ساخته های ما. همه ی محدودیتهای علمی اقتصادی. روحی ... را بر می دارد و زمین را پر از عدل می کند. ان شاءالله
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------- کارت شناسائی جهانی داشتم به آینده فکرمی کردم هنگامی که سازمان ملل برای تک تک افراد کره ی زمین کارت شناسائی صادر می کند و همه ی قوانین آشکار و پنهان شفاف و برابر می شوند .زمانی که انسانهای دیندار سنت گرا نمی توانند دینشان را آنطور که تمایل دارند حفظ کنند وانسانهای بی دین هم پراز تردید و ابهام می شوند . والبته مردمانی که با دین مدرن پیش بینی شده طعم شیرین انسان کامل بودن را می چشند... اما ناگهان به خبر اینترنت با سرعت 100 مگابایت برثانیه دراسترالیا آن هم در سطح ملی برخوردم واقعا چه شود دنیائی فول کیفیت. با رسانه های چند منظوره . تلوزیونهایی با آرشیوهای بزرگ پولی یا رایگان. تصورکنید که شما بتوانید ازطریق اینترنت بلیط یک کنسرت بزرگ چند میلیون نفری را بخرید و بدون دردسر ترافیک دراتاق خودتان بازدن عینک مخصوص و روشن کردن اسپیکرها ی آنچنانی در لحظه ی اجرای زنده کنسرت. خودتان را در شماره ی جایگاهی که با آشنایان خود هماهنگ کرده اید حاضر ببینید و درآن فضای چند بعدی با یک کلیک در کنار خواننده یا هر جای دیگرسالن قرار بگیرید ودرمیان جمعیت که همگی مثل شما به کنسرت آمده اند با زوم کردن دوربین چشمهایتان حسابی گل و بلبل ببنید و حتی عطرهای گوناگون دوستانتان رانیزحس کنید تازه این اول کار هست و شما می توانید از رایانه بخواهید که نامزدتان را که ترکتان! کرده برایتان بازسازی کند تا با هم حرکات موزون! کنید ... البته مثال فوق را می توان به یک استادیوم ورزشی هم تعمیم داد . خلاصه اینکه اینترنت با سرعتهای بسیار بالا جا را برای هر خلاقیتی باز می کند ! رسد آدمی به جائی که ... متن خبر:
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دوستی و مهربانی باهمه ی وجودم به خدا و انرژیهای کیهانی ومثبت اندیشی اعتقاد دارم و برایم مثل روز روشن است که ازسال هفتادوسه یعنی همان زمان که به روزنامه ی سلام زنگ می زدم وازآنجا که24ساعته به رادیوهای خارجی و البته داخلی گوش می کردم و قدرت تحلیل خاصی داشتم و حرفهای درشت! می زدم به افراد سعید نامی حق می دهم که وقتی در حال شنود تنها روزنامه منتقد نظام یعنی سلام بودند احساس کنند با جوان واژه پرداز و ... روبرو هستند که بهتر است ... به هرحال همانطور که قبلا گفتم آنها ازسالهای هفتادوچهار تا هفتاد و شش عملیاتی را شروع کردند که در سال 82 کاملا آشکار و علنی شد پدرم و فامیل های من از همه چیز آگاهند بارها گفته ام که گذشته ها گذشته ومن فراموش می کنم و از خدا می خواهم که بتوانم ببخشم ولی عزیزانم خوشبختانه حالا دیگر اطلاعات سوراخ نیست حداقل در زمینه عملیاتی نفوذ نا پذیر است این ها را به این خاطر می گویم که همه بدانید من همه چیز را می دانم و می گویم گذشته ها گذشته شعورم را ندید نگیرید فکرمیکنم به تائید احتیاج دارم تا خودم را پیدا کنم ازمرگ تدریجی بی زارم می خواهم زندگی کنم حداقل دوران میانسالی را!خودتان گفتید یوسف هستم و خودتان هم می دانید که هستم حداقل به خاطر مرارتهای اقتصادی و جنگ شدید روانی که تحمل کرده ام. برای سالیان سال تمام پیش بینی هایم درست از آب درآمدند به غیر از جنگ ایران که خودم هم مبهوت شدم . خوشبختانه در زندگیم چیزی برای پنهان کردن نیست فقط از آنکه پس اندازی ندارم و مریض احوالم ناراحتم که آن هم خودتان دلیلش را بهتر می دانید خوب نیست آدم سربار باشد اگر این مشکلات اجازه دهند دوست دارم دوباره طریقت عرفانم را پرورش دهم.امروز بانشریاتی صحبت کردم تا برخی مقلات مانند ظهور و انقلاب سبز (تحول اقتصادی) را بررسی کنند تا اگر ویرایش لازم داشت اصلاح کنیم و در صورتی که مفید بودند چاپ کنیم من قدرت آمریکا را دوست دارم چه اقتصادی چه به سایر لحاظ .ولی هرگز خطاهایش را نمی پسندم من می دانم که رهبران مذهبی ایران علاوه بر خدا در نمازهای جمعه و سخنرانی ها و...مرتب انرژی مثبت می گیرند و نمی توانند سنگدل باشند .من می دانم که چینی ها بهترین نسخه ی اقتصادی مناسب با کشورشان را اجرا کرده اند.و همانطور که سالها معتقد بودم و هستم باز هم می گویم هیچ انسانی بد نیست مگرآنکه اسیر محدودیت باشد . درست یا غلط از سال هفتاد و سه تا 77 (مگر فرقی دارد) تا حالا اگر صحبتی کرده ام که کسانی ناراحت شده اند ...حق می دهم چون آنها نیزمانند ما آدمی از جنس گوشت و استخوانند که گرفتار محدودیت هستند ولی عزیزانم بعد از این اگر خواستند یا خواستید خدا را تقلید کنید و حریم خصوصی مردم را بشکنید اول کتاب اخلاق خدا را بخوانید.ودرخودتان ظرفیت الهی ایجاد کنید.تابعد نرنجید. درچندروزگذشته باسردبیران چند روزنامه سیاسی ازجمله روزنامه اعتماد ملی تماس گرفتم وایشان مرانپذیرفتند و گفتند در سایتت بنویس اینها را نوشتم و باز هم به عنوان یک انسان خدا باور و محمد دوست تمام فریادهای دنیوی! خودم را محکوم می کنم حتی اگر بارها و بارها به ناچار فریاد کنم .اما شما باید بشنوید. در حال حاضر باچند بیماری دست و پنجه نرم می کنم چه کنیم این هم ورزش درویش هاست! ولی چون به شدت گرفتار بیش فعالی هستم از شما تقاضا دارم که مهربان باشید. کسانی که مرا می شناسند می دانند که اصولا عادت به خوشبینی دارم مثلا در شرایطی که تحت فشار هستم و ناراحتم سعی می کنم از خودم چهره ای شاد نشان دهم این را در عکسهائی که دراین چندسال اخیرگرفته ام ودر همین وبلاگ گذاشته ام به خوبی می توانید ببینید در دل غم و در صورت تبسم اینها کلا رسم ما ایرانی هاست خوب یا بدش را نمی دانم فقط می دانم عادت داریم دیگران را درشادیهایمان شریک کنیم و شادی حقیقیتان وقتی است که حداقل خواسته های انسانی شما مناسب با سن و سالتان برآورده شده باشد.وقادر به رشد باشید. آدمهای ناراحت انسانهائی هستند که یا محدودیت داشته اند یا محدودیت دارند یا نگرانند که در آینده دچار محدودیت شوند واین هم به این خاطراست که انسان فطرتا کمال طلب است وهر قدر هم روح آسمانیش را شخم زنند باز با همین خاصیت زنده است. خدا می داند که آینده روشن است به شرطی که به بکدیگر انرژی مثبت دهیم . با آنکه خودم محتاجم! ولی باز هم شما را به اتحاد بر علیه نادانی و درکل محدودیت دعوت می کنم .باشد که هروز دراین کشور دانش و ثروتی فراوان تر تولید شود . آمین پروردگارا به من آرامش ده تا بپذیرم هرآنچه را که نمی توانم تغییردهم دلیری ده تا تغییر دهم آنچه را که می توانم تغییردهم بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند هفت سال پیش از یک کتاب فروشی در مقابل دانشگاه تهران پوستری خریدم که عبارات فوق از قول استاد جبران خلیل جبران رویش چاپ شده بود هر صبح که بیدار می شوم چشمانم به این عبارت روشن می شود به نظرم مثبت اندیشی مفید است ولی همانطور که قبلا مطرح کرده ام چرا شیعیان نمی توانند با چنین روشی غم عاشورای حسینی را فراموش ! کنند ؟ اگر از من بپرسید خواهم گفت آنها بدین طریق می خواهند به نسلهای مختلف درس دهند که خون سرخ و پاک فراموش نمی شود وجوانان را با روحیه ی عدالتخواهی آشنا کنند برای همین است که باید مردم این سنت را حفظ کنند اما با روشهای جدید بدون گریه و زاری ... وگرنه سر و کله ی روانشناسان و کارشناسان! ... پیدا می شود که آنها را مثبت درمانی کنند .
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
دانا و توانا . آدم و حوا را درکنار هم قرارداد تا انسان طعم آرامش... رادر اتحاد و یکی شدن بچشد ولی فرزندان آنها متفرق! شدند و درپی کثرتگرائی هرآنچه را که به نیازهایشان پاسخ می داد پذیرفتند ومانیز شاید چنانیم! که درمطالعه ی تاریخ هزاران سال کشاکشهای قدرت رامرور می کنیم . معتقدم حکومت به یک معنی همان ابزار یگانگی آدمیان است که در هر زمان به شکلی ظاهر شده . تاسالیان سال بهترین سیستم حکومت.نظام پادشاهی بود سیستمی که همگان را به دور سلطانی متحد و یکپارچه می ساخت نظام سلطنتی شاید تا هزارسال پیش از این نوعی حکومت مطلوب به شمار می آمد که می توانست قانون را در جوامع انسانی حاکم بر نوع روابط آنها کند ولی امروزه و پس ازتجربه ادیانی چون مسیحیت و اسلام اکثر ملل جهان معاصر به حدی از رشد رسیده اند که نوع حکومت خود را جمهوری قرار داده اند وبرآن سیستم هم رای شده اند حکومتها ی درظاهر سلطنتی هم به نوعی از جمهوریت بهره می برند و این مردم هستند که به نوعی قانون گذاری و کشورداری می کنند اما هنوز یک سوال باقی است ابزار یگانگی کامل ملتها در جهان فردا چیست ؟ دموکراسی آدمیان را به کدام قوانین جهانشمول خواهد رساند و در کدام چارچوب. مردم زمین می توانند با هم یکی شوند و در واقعیت! کثرت. حقیقت وحدت را تجربه کنند... این مطلب ساده را ده سال پیش برای انتشار در مجله ی دانشگاهمان نوشتم که به دلایلی چاپ نشد ولی نکته ی جالب این جاست که در همه ی این سالها افکار من به نوعی اتوماتیک در پی جواب سوال این نوشته بوده است والبته یقین دارم که با عنایت الهی بوده که توانستم به نمائی کلی از اسرار ظهوربرسم. و خداوند متعال را شکرگذارم
خدا شاهد است که خیلی از کودکان و نوجوانها در سطح کشور به خصوص روستاها دوست دارند مجلات سینمائی .علمی و هنری مطالعه کنند ولی حتی 500 تومان هم برای آنها پول زیادیست معتقدم نیرو وقداستی که در قلم و کاغذ هست هنوز هم جای خودش را دارد واقعا جای خالی نشریه ای با تیراژ بالای بیست میلیون درکشور احساس می شود حالا که خیلی از طرحهایم به اجرا یا به بحث گذاشته شده اند خوشحال می شوم که این ایده نیز روزی توسط یکی از وزرای فرهنگ عملی شود و به جای آنکه روی قبض برق پول صدا وسیما را بگیرند درصورت لزوم هزینه ی نشریه را حساب کنند تا فرهنگ مکتوب و مطالعه در میهن عزیزمان رشد کند نشریه ای در 20 صفحه در قطع همشهری با گرایش ویژه به خانه و خانواده در بالندگی خانواده ها بسیار تاثیرگذار است این نشریه باید هرچهارشنبه منتشر وحداکثر تا عصر پنج شنبه در تمام کشور توزیع شود یعنی توسط پست به هر واحد مسکونی یا تجاری که دارای کنتور برق است تحویل داده شود در این طرح و به خصوص سیستم سریع توزیع آن مزایای فراوانی برای هر شهر و روستا وجود دارد و... --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ستاره ها تاب قفس راندارم طاقت برگشتن به کار در شبهای تار نزد آن آدمهای رنگارنگ کج اندیش را درآن زیرزمین نمور هم ندارم قرار داد کاری جدیدم گوئی معلق است همنشینی با کارگرانی که مرانمی فهمند اندوهناک است تحمل اشرافی که خود را به ح م ا ق ت می زنند وحشتناک است . آه حبیب من آه طبیب من بیا و بنوش آخرین جرعه ی جان من . آه ای زندگی چرا اینهمه ناروائی می کنی چگونه دفاع کنم . مگرنه آنکه همیشه تورا ستایش کرده ام تو را زیبا خوانده ام و تو را سبز و روشن دیده ام به مردم نوید تو را داده ام به دلها امید تو را داده ام . کجاست آن شور کیهانی . کجاست آن دست آسمانی .تو گر مرا به کارمای خود نیز وا می نهادی روزگارم به از این بود و روزگار مردمانم! این آینه های بی تاب این سایه های ناب . تا کی بی قراری . شب زنده داری . اشک و زاری . تورا به آفریدگارمان سوگند می دهم این نیمه ی بی نیمه را دریاب ... همیشه زیبائی را دوست داشتم چون روح افلاکیم زیبائی خدایم را بر خود داشت . مهربانی را دوست داشتم چون آفریدگارم مهربان بود. ثروت را دوست داشتم چون پروردگارم غنی بود. قدرت را دوست داشتم چون خداوندگارم ابرقدرت بود.ودانائی را دوست داشتم چون معبودم منشاء دانش بود. و اما این همه سیاهی . این همه کاستی و این همه نفرت! از کجا یارمن شده که چنین بازیچه ی اهریمنانم . ای ستارگان برمن بدرخشید تا هست شوم گر نشدم نیست شوم ...
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
چند وقت پیش یکی ازجملات کوتاهم را منتشر کردم که واکنشهائی را درپی داشت عبارت این بود خسیس کسی نیست که پول ندارد! کسی است که آرزو ندارد ازمن پرسیدند که آرزویم چیست ؟ درپاسخ گفتم اگر می خواهید براساس واقعیتهای موجود جواب دهم برایم دانستن حقیقت. داشتن سلامتی و یک آپارتمان خصوصی درمحیطی آرام با پنجره هائی رو به فضای سبز مثل نارمک آرزوست. یا تشکیل خانواده از نوع خوشبخت! آرزوست ولی اگر می خواهید آرزوی آنچنانی خودم را بگویم بسیارمایلم که حداقل! مدیریت یک رسانه ی خبری واطلاع رسانی نیرومند را که تحت پوشش و حمایت سازمان ملل فعالیت کند را بر عهده گیرم وافکار عمومی جهان را آماده ی پذیرش خدای واحد.پول واحد.قانون واحد... و صلح و امنیت جهانی کنم و با آن شبکه 24 ساعته برای تمام ملل به زبان خودشان برنامه پخش کنم تا ملتها آگاهانه تر درمسیر زمین متحد قرار گیرند و به سعادت و آرمان الهی نزدیک شوند البته اضافه می کنم که با دیدن شبکه ی خبری اروپا که برای حدودا ده زبان زنده ی دنیا برنامه ی مشترک پخش میکند مطمئن شدم که خواسته ام شدنی است هرچند رقبای سختی خواهم داشت. به هر حال از قدیم گفته اند آرزو برجوانان ! عیب نیست تا خدا چه خواهد.حالا اگه این واثه ما آرزو بشو نیست واثه دوستان جدیدم پت و مت که سوژه هست. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بازی درجوامع سنتی واکثرا جهان سومی روابط بین مردم و روابط بین ملتها و دولتها مثل بازی ساده و ابتدائی 4 برگ است . بازی چهاربرگ براساس شانس و اقبال و نادانی و جهل بازی کنان نسبت به برگهای برنده ی یکدیگروحتی کارتهای برنده ی خودشان است دراین سیستم مردم و دولت اصل را بر برائت یکدیگر می گذارند اما بر اساس رشد زمان و مدرنیته ... به جائی می رسند که دست یکی برای دیگری رو میشود اگر بخواهم بامثالی ملموس تر بگویم دست مردم در داشتن ماهواره برای دولت رو شده . اینجاست که نظم مدنی به هم میریزد و دولت بگیرو ببند ! راه می اندازد و مردم را از ادامه ی بازی نا امید می کند ولی از آنجا که دانش زیرک! است و مردم هم پویا و متحرکند بازی هرچند با تلخی ادامه پیدا می کند تا آنجا که دست دولت هم برای مردم رو میشود و ملت می فهمند که بسیاری از برنامه های شبکه های ماهواره ای در داخل کشور تهیه می شود ... درجائیکه دست هر دو طرف برای هم رو می شود اصولا بازی بی مزه و قوانین کشور بی ارزش می شود ونوعی افسردگی به وجود می آید. در اینجاست که نیاز به قوانین جدید دربازی و حتی درصورت لزوم تغییر سیستم بازی احساس می شود وبه نمونه های جهان اول (اروپا) می رسیم در این جوامع سیستم کاملا شطرنجی است یعنی بازی براساس امکانات و حق و حقوق مساوی و آگاهی و مهارت است . هردوطرف می توانند تمام مهره های حریف را روی صفحه شطرنج ببینند وآگاهانه.هوشمندانه و حتی به نوعی عارفانه تصمیم بگیرند بنابراین در جامعه فعلی ما که دست دولت و ملت در بسیاری از امور برای هم روشده نیاز هست که قوانین بازی اگر نه لزوما درسیاست که در اقتصاد و اجتماع تغییرکند وبه عبارتی به روز شود تا جامعه مستعد ایران با سرعتی شایسته و منطقی رشد کند و حرمت قانون و قانونگذار حفظ شود. --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به سوی تمرکز آخرین کتاب هزارصفحه ای که سه روزه خواندم فکرمی کنم تقریبا 2۵ سال پیش بود تصوراینکه دوباره بتوانم با حوصله وتمرکزمطالعه کنم وآرامش را تجربه کنم حسابی خوشحالم کرده به گفته ی پدر پزشکان اجازه داده اند که داروی مخصوص را مصرف کنم البته تحت نظر خودشان . خب برای من درحال حاضرتنها سلامتی مهم است وبس.فقط امیدوارم پزشکان این بار با من مثل یک انسان بالغ رفتارکنند وتمام جزئیات و روش درمان را توضیح دهند! چون دیگر تحمل رنج های مکمل راندارم امیدوام به یاری و لطف پروردگار به ثبات برسم هرچند چیزی که من در نبود قوانین مناسب تجربه کردم والبته عموم مردم قطعا طی نیم قرن آینده تجربه خواهند کرد هرگز آرامش واطمینان صد در صدی را به من باز نمی گرداند ولی همینکه مشکل اصلی رفع شود جای بسی خوشبختی خواهد بود.به هرحال ریش و قیچی دست ریش سپیدان است.
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
وقتی به مرز میانسالی نزدیک میشوی هر قدر هم که تورا نگفته ونیاموخته باشند یا برعکس آنقدرفراوان گفته باشند که در کشف اسرار پیرامونت مبهوت شده باشی و در کل هیچ ندانی باز هم به تنهائی کوهی از تجربه خواهی بود حتی اگر کوله بارت مجموعه ای از ندانستن ها باشد.همیشه با خودم فکر میکردم که آدمی کجا وبا چه عواملی به انسانیت میرسد در مجموعه ی اطلاعاتی که دریافت کردم یکی از بهترین نمونه هائی را که یافتم این مجموعه ی آبراهام مازلو است که در دنیای واقعیتها ی امروز حرفی برای گفتن دارد .البته کاملا باور دارم که در کل انسان با معنویت به نهایت و کمال می رسد ولی همانطورکه تجربه ی عمومی و تاریخی نشان داده . انسانهای دیندار نه در شناسنامه که در عمل اکثرا اقشار متوسط تا ثروتمند هستند(هرچندآنهانیز باچالش های نوین مدرنیته و فمینیسم روبروهستند) زیرا همانطور که خوانده اید وقتی فقر از درب وارد میشود معنویت از پنجره خارج میشود بنابراین وقتی قرار است در باره ی جهانی بیندیشیم که اکثریت مردمش زیر سطح متوسط هستند. بهتر است نظرمازلو راهم مطالعه کنیم ...
هنگامی که هر نیازی به طور اساسی برآورده می شود ، نیاز بعدی نیاز عمده می شود.(حرکت به سطوح بالاتر)بر اساس این نظریه اگر بخواهیم به کسی انگیزه بدهیم لازم است بدانیم در کدام سطح قرار دارد و بکوشیم نیازهای او را در آن سطح برای رسیدن به سطوح بالاتر برآورده کنیم. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نکته نوشته ی فوق هیچ تضادی با نظریه ظهور ندارد .همانطور که سرمایه داران حق دارند در پی منافع خودشان باشند مظلومین هم حق دارند رنجهایشان را در رسانه ها منعکس کنند تا دولتمردان که برآیند افکار عمومی وازنخبگان هستند. برای مشکلات آنها راه حل ارائه کنند و نسبتی از عدالت و تعادل را بین طبقات گوناگون جامعه برقرارسازند. لازم به یادآوری است که همچنان زمین مستعد بسیاری از پیش بینیهایی که در روایات اسلامی درباره ی آخرالزمان شده است می باشد البته شدت ونوع آن درهرزمان! بستگی به گردانندگان زمین و شیوه ی مدیریت آنها دارد. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اختیارگرایی فریدمن و دولت حداقلی میلتون فریدمن (۲۰۰۶- ۱۹۱۲)، برندهی جایزهی نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۶، به دولت حداقلی اعتقاد داشت. کتاب سرمایه داری و آزادی او، مانیفست دولت حداقلی است. وی مخالف دخالت دولت در بازار بود. به گمان او، دخالت دولت در قلمرو اقتصاد، فقط میتواند آسیب رساننده باشد. رکودهای اقتصادی،یکی از مسائل مهم سرمایه داری است. «تغییرات عرضهی پول»، متغیری است که فریدمن با آن رکودهای اقتصادی را تبیین میکرد. به گمان او، دورههای رکود اقتصاد سرمایه داری، معلول انقباضهای پولیاند. برای جلوگیری از رکود، باید رشد نقدینگی با میزان رشد اقتصادی افزایش یابد. مطابق دیدگاه او، سیاستهای معطوف به کنترل عرضهی پول، نسبت به دیگر عوامل، باید در اولویت قرار بگیرند. تئوریهای پیشین، بین تورم و بیکاری نوعی تعادل قائل بودند. بیکاری بالا، همراه با تورم پائین، و برعکس این. فریدمن مدعی شد که «میزان طبیعی بیکاری»ای وجود دارد که مستقل از نرخ تورم به حیات خود ادامه خواهد داد. به گفتهی وی، «تورم همیشه و همه جا یک پدیدهی پولی است.» فریدمن طی یک سخنرانی در سال ۱۹۷۰ در خصوص چگونگی تأثیر سیاستهای پولی بر اقتصاد، یازده نکته را برشمرد که در زمان خود برخلاف عقاید پذیرفته شدهی همگانی به شمار میآمد. به گفتهی او، سیاستهای اقتصادی فقط در کوتاه مدت تولید را تحت تأثیر قرار میدهند. رشد اقتصادی در بلند مدت، معلول عوامل و زمینههای واقعی، چون نوآوری و ابتکار و سرمایه گذاری مناسب است. پل کروگمن، برندهی نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۸، طی مقالهای دربارهی فریدمن، برای او سه نقش قائل شده است: «انسان اقتصادی» که براساس محاسبات عقلانی عمل میکند و به دنبال افزایش مطلوبیت خویش است، پیش فرض اقتصاددانان است. انسانهای واقعی چنان پدیدهای نیستند، این انسان آرمانی اقتصاددانان است. فریدمن مدافع انسان اقتصادی عقلانی بود.تئوری فریدمن دربارهی رفتار مصرفی فرد،برمبنای انتظارات عقلانی بود. مردم رفتارشان را به نحو عقلانی و هماهنگ با علائم صادره از دولت تعدیل میکنند. او رابطهی تورم و بیکاری را مورد بررسی قرار داد و نظریهای عرضه کرد که در عرصه اقتصاد تثبیت شد. فریدمن به همراه فلپس رکود تورمیدههی هفتاد را از قبل پیش بینی کرده بودند. این امر باعث شهرت فریدمن شد. وضعیت تأسف بار کشورهای مسلمان خاورمیانه را هم ناشی از عدم وجود بازار آزاد و در کنترل دولتها بودن نفت به شمار می آورد. اقتصاد بازار را داروی دردهای این منطقه تلقی میکرد. میگفت، نفت به جای آنکه برای مردم این کشورها نعمت باشد، بلای جانشان شده و استبداد برای آنها به ارمغان آورده است. راه حل پیشنهادی او این بود که «مالکیت دولتی نفت» باید سلب شود، و به «مالکیت خصوصی» درآید. به گمان او، پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، اولین کاری که باید صورت میگرفت، آن بود که، نفت خصوصی میگردید: «اگر دولت میآمد و به هر فرد بالای ۲۱ سال تعداد سهام برابری از شرکت نفتی میداد که بنا بر حق و مسوولیت خود میتوانست برای استخراج و توسعه ذخایر نفت عراق قراردادهای مناسبی ببندد، آن وقت درآمد نفت به جای آنکه به کیسه دولت بریزد، به صورت سود سهام نصیب مردم- سهامداران- میشد. بدین ترتیب، درآمد به کل مردم عراق می رسید و این درآمد از منازعات فعلی که میان سنی و شیعه و کرد بر سر نفت درگیر شدهاند جلوگیری میکرد، زیرا در این حالت درآمد نفت میان تک تک افراد توزیع میشد نه میان گروهها.» در همین جا باید نکتهای در خصوص ایران یاد آوری شود. دفتر اول «مانیفست جمهوری خواهی» با دولتی بودن نفت مخالفت میکرد و غیردولتی شدن نفت در ایران را، یکی از پیش شرط های گذار به دموکراسی به شمار میآورد. دولتی که به مالیات گرفتن از مردم محتاج نباشد، به قدرت لویاتانی مستقل از جامعهی مدنی تبدیل میگردد که پاسخگوی هیچ کس نخواهد بود. دولت ایران، دولت نفتیای است که همهی مردم دست تقاضا را به پیش او میبرند. واگذاری نفت به بخش خصوصی نه تنها ناحق است، بلکه فجایع دیگری به بار میآورد. بهترین راه حل برای ایران، پیروی از مدل نروژ است. نفت باید از کنترل دولت در آید و به عنوان یک شرکت سهامی عام متعلق به همهی مردم ادراه شود. هر ایرانی به محض زاده شدن، دارای سهام واحدی در این شرکت خواهد بود. درآمدهای نفت، سرمایه گذاری خواهد شد، و سود آن، در تمام دوران حیات افراد، از طریق آموزش، بهداشت و بازنشستگی به آنها پرداخت میگردد. با پایان عمر هر فرد، سهام او تمام میشود. دولت هم با مالیاتی که از مردم خواهد گرفت، وظایف خود را انجام خواهد داد. اگر ایرانیان خواهان دموکراسی و حقوق بشر هستند، چارهای نخواهند داشت جز آنکه نفت از کنترل دولت درآید. مطلب فوق را از سایت رادیو زمانه انتخاب کردم تا دوستانی که نظر مرا در اواخر دهه ی هفتاد و سال ۸۰ نشدنی می پنداشتند ببینند که اقتصاددانهای برجسته ای هم در دنیا با آن موافقند
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
چو مجنون نباشد کدام عاقلان چولیلی نباشد کدام عاشقان
زمستان نباشد کدامین بهار تب یار نباشد کدامین قرار
چوناله نباشد کدامین طبیب دل خون نباشد کدامین حبیب
حکیمی نباشد کدام فلسفه جدالی نباشد کدام سفسطه
ستاره نباشد کدام راهنما چو گامی نباشد کدام گاه نما
شب تار نباشد کدام روزگار می ناب نباشد کدام مست زار
چوشکری نباشد کدام نعمت است چو درکی نباشد کدام رحمت است
A.a
دین فرد را می سازد و فرد جامعه را A.a
خسیس کسی نیست که پول ندارد کسی است که آرزو ندارد A.a
آدمی که در سه نیازاولیه خوراک. پوشاک (x) و مسکن استقلال نداشته باشد کودک است A.a
گاهی مجبوریم در فریاد سکوت را نگاه داریم و گاهی در سکوت فریاد را A.a
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
شبکه ی اول با گرایش (خانواده) شبکه دوم (کودک) شبکه سوم (ورزش) شبکه چهارم (دانش) شبکه پنجم (خبر)
شبکه ششم (معارف) شبکه هفتم (آموزش)اینها شبکه هائی است که باید رسانه ملی با بودجه دولتی و 24 ساعته راه اندازی کند وحتی از پخش آگهی و تبلیغات هم درآنهابپرهیزد مگرآگهی های غیرمستقیم مثلا کارخانه ها روی سریالهای تلویزیونی سرمایه گذاری کنند و غیرمستقیم محصولاتشان را معرفی کنند که این امر باعث افزایش تولید داخلی خواهد شد نباید در رسانه فاخر ملی که به قول امام دانشگاه است از صبح تا شب چیبس و پفک تبلیغ شود . البته اینها تعریف گرایشهای عمومی شبکه ها است ولی آنها می توانند در ساعاتی و بنا بر مناسبتها فیلم و سریال و موزیک و سایر برنامه های سرگرم کننده راهم پخش کنند این هفت شبکه دارای یک آرم مشترک خواهند بود مثلا نقشه شفاف ایران که رویش عدد شبکه مثلا 5 حک شده ودر گوشه چپ یا راست پائین یابالای تلوزیون خودنمائی کند این آرم مشترک به نوعی ملی گرائی واتحادبین مردم را تقویت می کند آخرین شبکه کانال هشتم (استانی) که شبکه ای بومی است با آرم مشخص مرکزاستان بهتر است به لحاظ اطلاع رسانی و با شرایطی .آگهی پخش کند برای برون مرز هم باتوجه به پخش اینترنتی شبکه های داخلی یک شبکه جام جم به فارسی کافیست که باید با حال و هوائی مناسب از ماهواره پخش شود در زمینه ی پخش برنامه های تفریحی خالص هم مانند موزیک و فیلمهای سینمائی اصولا باید به شبکه های 24 ساعته و تجاری سپرده شوند یعنی مثل شبکه های فروش کالا باید خصوصی (ماهواره ای)باشند تا فشارش به بودجه دولتی وارد نشود ودرضمن آنها مالیات هم به دولت یا صدا و سیما بپردازند. درزمینه ی شبکه های برون مرزی به زبانهای خارجی برنامه ام این بود که برای صرفه جوئی مالی و تاثیرگذاری بهتر شبکه های ترکیبی راه اندازی شود یعنی سه کشور ایران افغانستان و تاجیکستان هر سه به زبانهای انگلیسی فرانسه عربی ترکی اردو ... برنامه پخش کنند بدین صورت که مثلا برای اعراب این سه کشور شبکه ای با عنوان Fnews یاهمان فارس نیوز تحت نظارت برای مثال. گروه فارس یاITA ( ایران .تاجیکستان وافغانستان ) تاسیس کنند. این سه کشور هرکدام با نظرات کاملا مستقل برنامه و خبر تولید کنند و مثلا از ساعت 4تا۵/۶ به وقت امارات (دوبی) افغانستان برنامه عربی خودش را پخش کند و از۵/۶تا 9 تاجیکستان خبرها و برنامه هایش را پخش کند و از9تا12 هم ایران برنامه به زبان عربی پخش کند بدین صورت یک باکس کامل 8 ساعته برنامه عربی تهیه میشود که با 2 بار تکرار خوراک لازم را برای یک تلوزیون 24 ساعته به زبان عربی را با مدیریت و سلایق متنوع کامل میکند و به این ترتیب سه کشور با هزینه ای کمتر و تمرکزی بیشتر و البته جذاب تر می توانند روی مناطق عرب زبان تاثیر بگذارند والبته بینندگان عرب هم از این که روی یک شبکه می توانند برنامه ها ونظرات سه کشورمختلف را دنبال کنند قطعا لذت خواهند برد. البته طرح راه اندازی تلوزیونهای ترکیبی می تواند برای کشورهای کوچک و یا کمپانیهای بزرگ هم کاربرد بسیاری داشته باشد...ورادیو هم بایدحداقل ده شبکه ۲۴ ساعته سراسری با سایتهای فعال داشته باشد که در حال حاضر خوب پیش می رود به خصوص با اضافه شدن رادیو ترانه!... اینم طرح بهاری. ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- چهار دهه عمر سال نو فرصتی است برای تازه شدن برای امیدوارشدن برای شاد شدن و برای تجربه ی دیدن زنده شدن دوباره ی طبیعت . تاچند ماه دیگر وارد سی و هفتمین سال زندگی خودم می شوم در14 سال گذشته یعنی ازوقتی که رسما وارد واقعیتهای زندگی شدم هزار درس تمام و ناتمام گرفته ام . در ازای هر یک ماه مدیر بودن یکسال کارمند ساده بودم ونیمی از این زمان را پیاده روی کردم هیچ کس فراز و نشیب زندگی مرا نمی تواند درک کند ولی همواره خدا راشکر می کنم که خودش را در اختیارمان گذاشته تا دراین ماجراها از او خرج کنیم به قولی مرد آن است که سنگ زیرین آسیاب باشد والبته به شرطی که بعدش هم باز مرد باقی بماند . 11 سال پیش در شبکه رادیوئی هدهد که زیر مجموعه کتاب اول بود و صبح ها پخش می شد با دوستانی آشنا شدم که در کار تبلیغات صدا و سیما بودند با آنها وارد بحث ! شدم و گفتم این شیپور جنگی که در ابتدای پیامهای بازرگانی پخش می کنید سرسام آوراست بهتر است از آرمی لطیف با موزیک ملایم استفاده کنید که بیننده فرار نکند مدتی بعد مرا دیدند و گفتند صحبت کردیم قرار است آرم عوض شودباورنکردم ولی مدتی بعد تر این اتفاق افتاد و از آن سال تا کنون آرم پیامهای بازرگانی شبکه های سیما همین آرم زیبائیست است که می بینید درود بر آنها فقط ای کاش حداقل یک آفرین به آدم بگویند تا شارژشود بعضی وقتها گمان میکنم صدها مورد این چنین در این سالها رخ داده ولی مشاورم می گوید نه چون تو بسیار خلاق واهل تخیلی (هندوانه!)هر کشف و اختراعی در اطرافت می شود فکر می کنی ایده ی تو بوده . به این می گویند دادن اعتماد به نفس . خدا کند ملت و دولت همه راضی باشند. -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مرز میان دانائی و نادانی ! ما انسانها همانقدر که به یکدیگر بها می دهیم سبب رشد همدیگر و البته جامعه می شویم مدتهاست به این نتیجه رسیده ام که اگرتمام اطرافیان یک فرد به او بگویند که نادان است اویا واقعا نادان است ویا قطعا نادان خواهد شد چرا که وقتی فردی به هر دلیل نتواند منظورش را به دیگران بفهماند دیگرآنچنان فرقی ندارد کدام طرف نادان است. نادان فقط کسی است که در اقلیت است. ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
آگهی نیز جواب نداد! عشقققققققققققققققققققققققققققققققققق
+ نوشته شده در ساعت   توسط Ali
|
|
|
||||||